|
بسم الله الر حمن الرحیم

معرفی مختصری از زندگینامهء امیرعلی شیر نوایی
امير علي شير نوايي، متفكر بزرگ،
شاعر، اديب و نويسنده چيره دست روزگار، مرد دين و سياست، شخصيت معروف و
شناخته شده جهاني به تاريخ نهم فوريه سال 1441 ميلادي مصادف با هفدهم رمضان
المبارك سال 844 هجري قمري در هرات، در يك خانواده متدين و روشنفكر چشم به
جهان گشود. علي شير نوايي در چهار سالگي تحصيلات ابتدايي خويش را آغاز و در
ده سالگي شروع به شعر گويي كرد. علي شير نوايي ذواللسانين بود و به زبانهاي
تركي و پارسي، اشعار و داستانهاي زيادي را به رشته تحرير در آورد. او در
نبشته هايش توده ها را به نيكي، راستي، تقوا، طهارت و آموزش و پرورش فرا
خوانده است. يكي از آثار گرانقدر علي شير نوايي كليات خمسه وي است. او در
آثار و اشعار تركي اش «نوايي» و در نبشته هاي خود به زبان پارسي «فاني»
تخلص مي كرد. چون كه علي شير نوايي شاعر مبتكر و دانشمند مدبر و نويسنده و
سياستمدار با تدبير بود و در عين حال برادر رضاعي سلطان حسين بايقرا بود،
مورد اعتبار و اعتماد سلطان قرار گرفت و در پستهاي حساس دولتي ايفاي وظيفه
نمود و به مقامهاي عالي نايل گرديد. امير علي شير نوايي نيز تلاشهاي پيگير
و مساعي خستگي ناپذيري را جهت تقويت و استحكام حكومت سلطان حسين بايقرا به
خرج داد و پيروزمندانه از آب درآمد. نوايي در آباداني و شكوفايي كشور نقش
سازنده و عمده اي را بازي كرد. مكتبها، مدرسه ها، مساجد و بيمارستانها و
پلها ايجاد نمود كه تعدادش از 370 تجاوز مي كرد. با در نظر داشت اين حقيقت
مسلم و انكار ناپذير تاريخي علي شير نوايي در خراسان و تركستان از نظر
ايجاد مراكز خيريه شخصيت كم نظير شناخته شده است. در اين خصوص و همچنين
تجديد و احياي تمدن و فرهنگ اصيل ناب اسلامي و انساني از نويسنده هاي بزرگ
جهان و مورخان ممتاز چون دولت شاه سمرقندي و خواند مير و ديگران معلومات
مستند و موثق به دست آورد. علي شير نوايي كتابهاي زيادي از خود به ارمغان
گذاشته است كه مهمترين آن «خمسه» است كه حاوي 64000 بيت مي باشد. اين كليات
اشعار مشتمل بر پنج مثنوي است. بخش اول خمسه را تحية الابرار تشكيل مي دهد
كه بيشتر درباره اخلاق و تصوف اسلامي است و چهار بخش ديگر آن داستانها و
افسانه هاي منظومي است كه به نامهاي فرهاد و شيرين، ليلي و مجنون، سد
سكندري و سبعه سياره در دسترس علاقه مندان و خوانندگان گرامي قرار دارد كه
به سبك امير خسرو دهلوي و نظامي گنجوي سروده شده و داراي مفهوم و محتوايي
عالي است. اثر گرانبهاي ديگر نوايي كتاب خزاين المعاني اوست كه حاوي 55000
بيت مي باشد. همين گونه نوايي كتابي هم به زبان پارسي نگاشته است كه متجاوز
از 12000 بيت را در بر مي گيرد. نوايي در اواخر عمر عزيزش كتاب «لسان الطير»
را به رشته تحرير در آورد كه حاوي 7000 بيت مي باشد و در آن از سبك كتاب «منطق
الطير» شيخ فريدالدين عطار پيروي گرديده است. همچنين علي شير نوايي كتاب
محاكمه اللغتين، خمسه المتحيرين، محبوب القلوب، مجالس النفايس و غيره را
نوشت كه از شهرت جهاني برخوردار است. علي شير نوايي بر زبانهاي عربي،
اوزبكي و پارسي تسلط كامل داشت. به ويژه به زبانهاي اوزبكي و پارسي آثار
گرانقدري از خود بر جاي گذاشته است كه بدين مناسبت به شاعر ذواللسانين شهرت
يافته است. نوايي هميشه از اشخاص نيك، مخير، ساعي، كوشا و پركار قدرداني به
عمل آورده و در تقويت و تشويق ايشان از هيچ نوع همكاري دريغ نورزيده است
اما بر عكس از عناصر تنبل و بيكاره و بار دوش جامعه انتقاد نموده است.
نوايي «ذواللسانين» با حافظ «لسان الغيب» در اين مورد همنوا به نظر مي رسد
كه حافظ شيراز با انتقاد از اهل زمانه سروده بود:
اسب تازي شده مجروح بزير
پالان
طوق زرين همه در گردن خر مي بينم
نوايي گفته است:
اي نوايي خلق ني كور د يم
عجايب بي تميز
سو كيلتير گن خوار و زار و كوزه سيند ييرگن
عزيز
علي شير نوايي شخصي كريم و بخشنده بود. از دانشمندان، فضلا و شاعران
قدرداني به عمل مي آورد. پرفسور براون او را به ماليناس سيلينوف رومي تشبيه
كرده است، زيرا كه علما و دانشمندان دور و برش حلقه مي زدند. علي شير نوايي
يكي از ارادتمندان خاص مولانا نورالدين عبدالرحمن جامي بود، جامي بيشتر
نبشته هايش را به تقاضاي علي شير نوايي به رشته تحرير در آورده است. مولانا
نورالدين عبدالرحمن جامي به سال 898 ها. مصادف با 1492 م. چشم از جهان فرو
بست و به رحمت ايزدي پيوست و علي شير نوايي مرثيه اي را به شكل تركيب بند
نوشت كه مشتمل بر هفتاد شعر است. تركيب بند نوايي با شعر زير آغاز مي شود:
هر دم از انجمن چرخ جفايي
دگرست
هر يك از انجم او داغ بلايي دگرست
امير علي شير نوايي به زبانهاي تركي و پارسي كتابهاي زيادي نوشته است كه
كتابهاي زير را مي توان از مهمترين آنها شمرد:
1ـ چهار ديوان غزليات مشتمل بر:
الف ـ غرايب الصغر
ب ـ نوادر الشباب
ج ـ بدايع الوسط
د ـ فوايد الكبر.
2 ـ خمسه كه مشتمل بر:
تحية الابرار، فرهاد و شيرين، ليلي و مجنون، سد سكندري و سبعه سياره.
3 ـ مثنوي لسان الطير،
4 ـ تذكره مجالس النفائس،
5 ـ سراج المسلمين،
6 – اربعين منظوم،
7 ـ نظم الجواهر،
8 ـ محبوب القلوب،
9 ـ تاريخ انبيا
10 ـ تاريخ الملوك العجم،
11 ـ نسائم المحبه،
12 ـ رساله عروضيه،
13 – خمسة المتحيرين،
14 ـ محاكمة اللغتين،
15 ـ حالات پهلوان اسد،
16 ـ حالات سيد حسن اردشير،
17 ـ مفردات در فن معما،
18 ـ قصه شيخ صنعان،
19 ـ مناجات نامه،
20 ـ منشأت تركي،
21 ـ ديوان پارسي،
22 ـ منشأت پارسي،
23 ـ ميزان الاوزان،
24 ـ مكارم اخلاق.
علي شير نوايي به سال 880 هجري مصادف با 1501 ميلادي اين دار فاني را به
قصد آن دار باقي ترك و به رحمت ايزدي پيوست. ( ماندگار- فرهنگ وهنرترکمن ها
وانديشه).
( بر گرفته
شده از نوایی
)

|
عید
آمد و
عید
آمد وان بخت سعید آمد
|
برگیر و دهل میزن کان ماه پدید آمد
|
|
عید
آمد ای مجنون غلغل شنو از گردون
|
کان معتمد سدره از عرش مجید آمد
|
|
عید
آمد ره جویان رقصان و غزل گویان
|
کان قیصر مه رویان زان قصر مشید آمد
|
|
برخیز به میدان رو در حلقه رندان رو
|
رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد
|
|
غمهاش همه شادی بندش همه آزادی
|
یک دانه بدو دادی صد باغ مزید آمد
|
|
من بنده آن شرقم در نعمت آن غرقم
|
جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد
|
|
بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن
|
رو صبر کن از گفتن چون صبر کلید آمد
|
حــضـار گـرامـی!
نـخـســـت ازیـنـکـه در این مـحـفـل عـیـدی مـرا نـیـز
شـــریـک نـمـوده ایــد تـشـــکـرات عـرض کـرده و حـلـول عـیـد ســعـیـد
اضحیٌ را بـه فـرد فـرد شـــمـا تـبـریـک و تـهـنـیـت عــرض مـیـنـمـایـم.
قـســمـیـکـه شــمـا آگـاه هـســــتـیـد، ایـن روزهـای خـجـســـتـه در
کـشــور عـزیـزمـا افغانستان بـه اشــکـال گـونـاگـون تـجـلـیـل مـیــشــود.
مـا کـه در دیـار غـربـت دور از وطــن و عـنـعـنـه هـای مـلـی خـویـش حـیـات
بـســرمـیـبـریـم، بـا خـطـردور شـــدن از عـنـعـنـه و کـلـتـور پـرغـنـای
کـشــور خـویـش قــرارگـرفـتـه ایـم. خـصـوصـاً نـســل جـوان مـا در جـامـعـه
امـروزی مـا خـیـلـی هـا آســـیـب پـذیـراســـت.
انـجـمـن افغانهابـا بـا بـرگـذارکـردن چـنـیـن مـحـافـل از
کـلـتـور وعـنـعـنـه هـای مـلـی یـاد کـرده و بـه غـنـا هـای مـلـی ارج
مـیـگـذارد. خـویـش را مـسـعـود مـیـدانـم کـه در چـنـیـن مـحـفـل دوســتـی،
صـفـا و صـمـیـمـت بـوده و عــیـد هــمـه تـان رابا قـطـعـه شـعـری که به
مـنـاســبـت عـیـد ســعـیـد اضحیً به زبان اوزبـیکی ســروده شـده به حـضـور
شـما قـرائـت نموده بـدیـن وســیـلـه تـبـریـک و تـهـنـیـت عـرض
مـیـنـمـایـیـم.
عید قربان
کیلدی دیب
عــید قربان کیلدی دیب
جانیم نی قربان ایله سم
طرفه
کونلر بولدی دیب یاریم
نی مهمان ایله سم
چین یورکدن قوتلیق
ایتیب عــــــید قربان مقدمیـن
سیوگلی سیور یاریم نی
شاد و خــندان ایله سم
باده وصلین
ایچــیب اوزیــم نی
مخـــمور ایله بـــان
برچه قیغولر اونوتیب
ترک
هـــــــــــجران ایله سم
الـفت ایله ب گر
محبـــــــــت قیلسه اول زیبا
صنم
ارزیگه ی جان کویدیریب
بغـریم نی بریان ایله سم
جان و دل نی تاپشیریب
مســــتانه یاریمگه
تانیش
وعده یلغان بولمه سین دیب عهد و پیمان ایله سم
باعرض احترام
انجمن
فرهنگی و کلتوری بابر
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ازدواج های دالری در افغانستان
پسری که
امروزمیخواهد در افغانستان عروسی نماید به جای 10 درهم
شرعی باید 7000
دالر امریکای داشته باشد. به خاطر که خانواده دختر در برابر دوستان
واقاربش خود را کم
احساس نکند، باید شیرینی خوری و عروسی در یکی از سالون های درجه
اول برگزار گردد.
سوالی این که این پول را جوانی که 25 سال شاید هم بیشتر از عمر ش
را در جنگ سپری
نموده از کجا نماید، وجدان کمتر از خانواده ها را ناراحت میسازد.
بار گران ومصارف
بی حد ازدواج باعث گردیده که تعداد زیادی از جوانان یا مجرد
بمانند ویا زندگی
شانرا با قرضداری ، بدبختی و مشکلات زیاد تحمل نمایند.
تعدادی از خانواده
های افغان زمانیکه پسری یا خانواده پسری به خواستگاری دختر
شان میآید، کمتر
به زندگی و خوشبختی آینده دختر شان می اندیشند و بیشتر به جیب پسر
توجه دارند. سوال
اینکه آیا این مرد میتواند دخترمارا خوشبخت بسازد کمتر مطرح
میگردد. خوشبختی
را بیشتر به اقتصاد خوب مرد که شاید مرد بد عملی باشد و شاید هم
مردی زن دار باشد،
وابسته میدانند. اینکه دختر خانواده چه خواست و آرزوی دارد
اصلاٌ مطرح بحث
قرار نمیگیرد. عبدالروف که جوان 24 ساله است و در شهر کندز
دکانداری میکند از
مشکل فعلی زندگی اش چنین تعریف مینماید: " من وقتی مادرم را به
خواستگاری دختری
که وی را دوست دارم و او هم من را دوست دارد فرستادم ، آنها گفتند
که به قندشکنی در
قاب (بشقاب) باید 1000 $ دالربگذاریم و باید در هوتل شیرینی خوری
بکنیم، و وقتی که
عروسی میکنیم قلینش(شیربهاء) را باید 3 لک (سه صدهزار)افغانی که 6
هزار دالرمیشود،
باید بدهیم. متاسفانه فامیل دختر میگوید تا که اینقدر پیسه نداشته
باشید، ما دختر ما
را برای تان نمیدهیم."
عبدالروف یکی از
هزاران جوانی است در افغانستان که به خاطر این ازدواج های دالری
تا حال موفق
نگردیده دختری را که دوست دارد شریک زندگی اش نماید. خانواده های افغان
به صورت عموم به
محبت دو جوان که شاید زندگی آینده شانرا در کنار هم با خوشبختی
بگذرانند، ایمان
ندارند. بیشتر به دوستی و محبت بعد از ازدواج عقیده دارند که کمتر
دوستی و محبت است
تا مجبوریت؛ به ویژه مجبوریت دختران. عبدالروف میگوید: خانواده
دختریکه همدیگر
مانرا دوست داریم، مرد زن دار را که پول دارد ترجیح میدهد. مردی که
او هم خواستگار
همین دختر است، مرد زن داریست که دخترش هم سن دختری است که از او
خواستگاری نموده
است . اما خانواده دختر شاید برای وی دختر شانرا بدهد. در این صورت
هردوی شان تصمیم
گرفته اند که اگر به مراد شان نرسند، دست به خودکشی بزنند. وی
میگوید:" نمیدانم
چرا خانواده های افغان با سرنوشت جوانان شان چنین بازی مینمایند."
برگرفته شده از سایت آریایی
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پــروفــیـســـور عـنـا یـت
الله شـــهــرانـی
عـنـایـت الله شــهـرانـی درهـشـــتـم قـوس 1321 هـ ش، مـطـابـق به یازدهــم
نـوامـبـر 1942 مـســیـحی در قـریـۀ شــهــران خـاش ولایـت بدخـشـان تـولـد
شــــده و فــرزنـد دانـشــــــمـنـد و روحـانـی شــــاد روان الـحـاج
آخــونـد مـلا
عـبـادالله خـان شــهــرانـی مـیـبـاشـــد. اولـیـن مـربـی عـنـایـت الله
شــهــرانـی
پـدرش بـوده کـه در مـنـطــقــۀ خـاش یـگـانـه مـوســس مـکـتـب رســـمـی بــا
هـمـکـاری مـدیـریـت مـعـارف بدخـشــان و اولـیـن مـعـلـم افـتـخـاری و
بـعـداً
هـم یکی از اســـتـادان رســمی مـکـتـب خـاش بـود، کـه شــاگـردان مـسـتـعـد
بـســـیـاری را بـه جـامـعـه تـقــدیـم نـمـوده اســت.
قـریـۀ شـهـران کـه درمـرکـز وادی ســرســــبـزو زیـبـای خـاش مـوقــعــیـت
داشـــتـه، ازایـنکـه درآن زمان بـازاری وجـود نداشــت، تـبـادلات بـصـورت
جـنـس درمـقـابـل جـنـس صـورت مـیگـرفـت. اهـالی این قـریۀ زیـبا عـمـومـاً
زراعـت پـیـشــه بـوده و بـه شــکـل ابـتـدایـی و ســاده حـیـا
بـسـرمـیـبـردنـد.
عـنـایـت الله شــهـرانی تـحـصـیـلات آغـازیـن را درقـریـۀ شـهـران بـمـکـتـب
"مـعـروف خـاش" تـمـام نـمـوده، حـســن خـط را تا بـه مـرحـلـۀ ابـتـدایـی
نـزد مـحـمـد مـجـتـبـی خـان و نـورمـحـمـد خـان آمـوخـت و در قـســـمـت
کـاردســـتـی و رســامـی در مـیـان هـمـه شــاگـردان مـکـتـب مـمـتـازبـود.
وی، مـتـوســطـه را در مـکـتـب ابـن سـیـنـای کـابـل خـوانـدو حـســـن خـط و
امـلاء را نـزد ســیـد مـحـمـد ایـشــان الـحـســیـنـی فـرا گـرفـت. بـی
عـلاقـه بـودن شــهـرانـی به درس و کـتـاب در اوایـل تـحـصــیـل مـانـع
درخـشـش و طـراویـدن اســــتـعـداد هـای نـهـفـتـۀ وی نـشـــده، و در آوان
تـحـصـیـل دورۀ ثـانـوی در دارالـمـعـلـمـیـن کـابـل ازمـمـتـازتـریـن
شـــاگـردان بـود. اســتـعـداد فـطـری و فـکـری وی به دیـده هـای زیـرک و
تـیـزبـیـن مـحـمـد یـوســف خـان مـحـســـنی نـقـش بـســتـه و درصـنـف
دوازدهـم بـا هـمـکـاری مـحـســـنـی کـتـاب رهـنـمـای ســواد آمـوزی را بـا
تـصـویـرات آن تـألـیـف نـمـود. درضـمـن، کـتـابـهـای فـزیـک کـه تـوســط
اســتـاد مـحـمـد اســـلـم خـان تـالـیـف شـــده بـود، تـوســط شـــهـرانـی
رســامـی شــده اســـت.
بـعـد از ســپـری نـمـودن مـوفـقـانـۀ امـتـحـانـات کـانـور در سـال 1962
مـیـلادی، شــامـل دانـشـــکـدۀ تـعـلـیـم و تـربـیـه پـوهـنـتـون کـابـل
گـردیـده کـه ازجـمـلـۀ اولـیـن شــاگـردان مـوســسـۀ فـوق الـذکــربـود.
زمـانـیـکـه مـحـصـل سـال دوم بـود، بـه تـشــویـق اســتـاد عــبـدالـرحـمـن
یـوســفـی رســالـۀ حـضـرت بـیـدل را نـوشــتـه و در مـوســسـۀ تـعـلـیـم و
تـربـیـه چـاپ نـمـود. بـسـال سـوم فـاکـولـتـه کـتـاب "رهـنـمـای تـدریـس
هـنـر" را بـه هـمـکـار اســتـاد غـلام مـحـی الـدیـن شـــبـنـم و بـه
سـرپـرســتـی عـبـدالـقــهــار خـان مـدیـر عـمـومـی کـورســهـای
زمـســـتـانـی تألـیـف کـرده و در هـمـان سـال طـبـع شــده و جـهـت
اســتـفـاده بـه کـورســهـای زمـســتـانـی بـه مـعـلـمـان تـوزیـع شــد. اثـر
فـوق الـذکـر را مـیـتـوان اولـیـن کـتـاب رهـنـمـا و اصــول تـدریـس هـنـر
دانـســـت کـه بـعـد هـا بـا اضـافـات و اصــلاحـات تـوســط مـؤلـف، بـا
هـمـکـاری وزارت مـعـارف بـا اعـطـای جـایـزۀ نـقــدی در مـطـبـعـۀ
فــرانـکـلـیـن بـچـاپ رســـــیـد. اســتـاد شــهـرانـی در فـاکـولـتـه از
اســتـاد عـبـدالـغـفـور بـرشــنـا و دو نـفـر مـتـخـصــص امـریـکـای
نـقـاشـی را در کـنـار مـضـامـیـن دیـگـر فـراگـرفــتـه و مـوفـق بـه
اخـتـراع کـردن شــیـوه جـدیـد در دیـزان شــده و ایـن مـوضـوع در کـابـل
تـایـمـیـز بـا ذکـر سـوانـح و نـمـونـه هـای کـاری وی تـوســط نـور رحـیـمـی
و مـحـمـد شـفــیـع راحـــل طـبـع شــده و ایـن ابـتـکـارش در مـیـان
هـنـرمـنـدان داخـلـی و خـارجـی از شــهـرت کـامـلـی برخـوردار بـود. درسـال
چـهـارم فـاکـولـتـه، داکـتـرشــهـرانـی، کــتـاب "هـنـردرافـغـانـســتـان"
را بـا هـمـکـاری اســـتـاد بـرشـــنـا تـالـیـف کـرد. ایـن کـتـاب اولـیـن
تـذکـرۀ نـقـاشـــان افـغـانـســـتـان بـوده و تـاکـنـون نـیـز مـنـحـیـث
مـآخـذ بـااعـتـبـار بـرای تـحـقـیـق هـنـر بـشــمـار مـیـرود. تـوانـایـی و
اســتـعـداد شــهـرانـی عـلاقـه مـسـوولـیـن را جـلـب کـرده و وزیـر مـعـارف
وقـت داکـتـرعـلی احـمـد پـوپـل امـر طـبـع دوبـارۀ تـذکـرۀ نـقـاشـــان و
کـتـاب هـنـر را با صـحــافــت عـالی صـادر نـمـود.
در عـیـن زمـان، رســالـۀ "افـکـار تـربـیـتـی آرتـور شــوپـنـهـاور" وی
مـورد تــقــدیـرو تـمـجـیـد اســتـادانـش قــرارگـرفـت و بـعـداز اتـمـام
دانـشــگـاه کـابـل بـه سـال 1965 مـیـلادی کـه قـرار بـود در کـدر عـلـمـی
پـوهـنـتـون پـذیـرفـتـه شــــــود ولـی عــمـداً بـه اکـادمـی تـربـیـۀ
مـعـلـم فـرســتـاده شــده کـه بـاعـث دلـســردی و عـدم عـلاقـه شــهـرانـی
شــده و مـنـجـر بـه اســتـعـفـایـش شــد. اســتـعـداد شــهـرانـی شــفـیـتـه
گـانـش را بـه حـرکـت در آورده و بـنـا بـر دعـوت آقـای مـحـمـد سـالـم
مـســعـودی بـه دارالـمـعـلـمـیـن کـابـل مـنـحـیـث اســتـاد بـه فـعـالـیـت
آغـاز کـرد. هـمـزمـان بـا کـار در دارالـمـعـلـمـیـن کـابـل، کـورس
یـکـسـالـۀ مـافـوق لـیـســانـس را بـه ســرپـرســتـی وزارت مـعـارف بـنـام
«کـونـســـلـیـنگ گـایـدنـس» کـه مـســایـل روانـشــنـاسـی را بـحـث
مـیـکـرد، فـراگـرفـتـه و پـس ازاتـمـام کـورس، دوســال را عـمـلاً بـا
مـحـصـلـیـن صـنـوف ســـیـزدهـم و چـهـاردهـم در خـصـوص حـل مـشــکـلات روانی
مـوفـقـانـه کـارکــرد.
درمـوســســۀ دارالـمـعـلـمـیـن داکـتـرشــهـرانـی بـه عـنـوان نـقـاش و
نـویــســنـدۀ ادبـیـات فـولـکـوری شــهـرت داشــت. مـقـالات و مـضـامـیـن اش
در بـرابـرنـمـایـنـده گـان مـطـبـوعـات چـون: آریـانـا، ادب و فـولـکـلـور
مـســلـســلاً بـچـاپ رســـیـده اســـت. نـقـش و مـوقـف هـنـری اســتـاد
شــهـرانـی تـوســط اســتـاد عـلـی اصـغـر بـشــیـرهـروی در مـجـلـۀ ژونـدون
نـقــد و بـررسـی شــده و بـه مـعـرفـی مـفـصــل اســـتـاد مـبـادرت ورزیـده
اســت. اســـتـاد شــهـرانـی مـدت ســـه مـاه در قـاره هـای آســیـا و اروپـا
ســیـاحـت کـرده، در ضـمـن مـعـرفـی آثـار نـقـاشـی اش، تـوانـســـت کـه
عـایـد مـالـی از هـنـر خـویـش نـیـزبـدســت آورد.
درسـال 1971 مـیـلادی پـیـونـد زنـدگـی را بـســت و ثـمـره ایـن وصـلـت یـک
دخـتـرو سـه پـســرمـیـبـاشــد. ایـن وصـلـت درهـای جـدیـد امـکـانـات را بـه
شــهـرانـی گـشــود و در سـال 1971 مـیـلادی بـعـد از غـالـب آمـدن در
رقـابـت بـیـن داوطـلـبـان بـصـفـت اســتـاد در فـاکـولـتـه تـعـلـیـم و
تـربـیـه پـذیـرفـتـه شــد. وی افـتـخـار مـدرســی را دریـن مـوســســه تـا
ســال 1975 مـیـلادی بـدوش داشـــت. اســتـاد شــهـرانـی بـنـابـر دعـوت
وزیـر کـلـتـور و هـنـرهـنـدوســتـان افـتـخـار ســفـر ســه هـفـتـه یـی را
بـصـفـت پـروفـیـســورداشــتـه و طـی ایـن دیـدار ازمـراکـز مـشــهــور
هـنـری هــنـد دیـدن بـعـمـل آورد. ایـن ســفـروی مـصــادف بـا ریـاســـت
دکـتـرمـحـمـد حـیـدرخـان بـود. دردورۀ ریـاســـت داکـتـرعـبـدالاحـمـد
جـاویـد وظـیـفـه رســامـی و نـقـاشـی نـمـودن پـورتـریـت هـای رؤسـای
پـوهـنـتـون بـه انـگـشــت هـای هـنـرآفـریـن اســتـاد سـپـرده شــد.
اســتـادشـهـرانـی هـمـکـار عـلـمـی نـزدیـک و صـمـیـمـی بـا
داکـتـرعـبـدالاحـمـد جـاویـد و اســتـاد عـبـدالـحـی حـبـیـبی بـود. درســال
1975 مـیـلادی بـنـابـر پـیـشــنـهـاد ریـاســت فـاکـولـتـۀ ادبـیـات و
عـلـوم بـشــری مـنـحـیـث اســتـاد در آن دانـشــکـده تـبـدیـل شــد. در
ســال 1976 مـیـلادی بـعـد از ســپـری نـمـودن مـوفـقـانـۀ امـتـحـان بـیـن
اســتـادان پـوهـنـتـون جـهـت تـحـصـیـل مـاســتـری بـا اســتـفـاده از
ســکـالـرشــیـپ فـولـبـرایـت عـازم ایـالات مـتـحـدۀ آمـریـکـا گـردیـد.
بـنـا بـه گـفـتـۀ اســتـاد شـهـرانـی، ایـن مـوفـقـیـت وی تـوأم بـا
مـمـانـعـت هـای ســیـاســی و تـبـعـیـضـی بـوده و چـشــم دیـدهـای خـویـش را
چـنـیـن نـقـل مـیـکـنـد: "قـبـل از رفـتـن بـه ایـن سـکـالـرشــیـب از طـرف
مـعـاون فـاکـولـتـۀ ادبـیـات بـمـشــکـلات روبـرو شــدم. مـعـاون
فـاکـولـتـه بـه ادارۀ فـولـبـرایـت مـیـگـویـد کـه مـا مـیـخـواهـیـم
تـنـهـا از یـک قـوم گـارد مـمـلـکـت را تـربـیـه نـمـایـیـم و چـون
شـهـرانـی مـنـســوب بـدان قـوم نـیـســت، لـذا فـاکـولـتـه بـه رفــتـنـش
بـه آمـریـکـا مـوافـق نـیـســت. ولـی بـعـد از سـه مـاه ایـن مـشــکـل
مـوفـوع گـردیـده ، تـکـت و پـاســپـورتـم داده شــده و عـازم آمـریـکـا
گــردیـدم."
داکـتـرشــهـرانی بـعـدازاتـمـام دورۀ مـاســتـری در سـال 1978 مـیـلادی
دوبـاره بـه وطـن بـرگـردیـد. حـیـن تـحـصـیـل در دورۀ مـاسـتـری یـک تـعـداد
کـورســهـای دورۀ داکـتـری را نـیـز بـه پـایـان رســـانـیـد. بـعـد از
بـازگـشــت، دوبـاره بـحـیـث اسـتـاد در فـاکـولـتـۀ ادبـیـات و عـلـوم
بـشــری شــروع به کـارنـمـوده و کـورســهـای فــولـکـلـوررا بـه مـحـصـلان
خـارجـی فـاکـولـتـۀ ادبـیـات و مـضـامـیـن هـنـری را بـه شـعـبـات نـقـاشـی
و هـیـکـل تـراشـی تـدریـس نـمـود.
درسـال 1979 مـیـلادی مـنـحـیـث آمـردیـپـارتـمـنـت هـنـرهـای زیـبـای
فـاکـولـتـۀ ادبـیـات مـقـرر و بـه فـعـالـیـت هـای انـکـشـاف هـنـرهـای
زیـبـا دســت یـازیـد. داکـتـرشــهــرانـی، در دورۀ آمـریـت خـود بـه
اصــلاحـات اســاسـی دیـپـارتـمـنـت هـنـرهـای زیـبـای فـاکـولـتـۀ ادبـیـات
مـبـادرت ورزیـد و بـه تـوسـعـۀ آن پـرداخـت. ایـجـاد شـعـبـات جـداگـانـۀ
نـقـاشـی و هـیـکـل تـراشـی در سـال 1980 مـیـلادی، شـعـبـات مـوســیـقـی،
تـیـاتـر، ســیـنـمـاتـوگـرافـی، دیـزایـن و گـرافـیـک، تـعـلـیـم و تـربـیـه
هـنـر و تـاریـخ هـنـر از جـمـلـه خـدمـات فـرامـوش نـاشــدنـی
داکـتـرشــهـرانـی مـیـبـاشـــد. تـأســیـس شــعـبـات فـوق الـذکـر بـه
مـثـابـۀ گـام نـخـســت تـعـلـیـم هـنـربـه ســویـه دانـشـگـاه و یـا
اکـادمـیـک بـشــمـار مـیـرفـت. گـنـجـانـیـدن شــعـبـات فـوق در چـوکـات
فـاکـولـتـۀ ادبـیـات نـامـمـکـن بـود و بـنـا بـه مـوافـقـۀ ریـاســت
پـوهـنـتـون، آمـریـت دیـپـارتـمـنـت هـنـرهـای زیـبـا مـس |