حرمتلیک گل محمد جان دن بیر جهان منتدار میز که اوشبو استاد نینگ سوانح لری نینگ قولگه کیلتیریش اوچون بیز لرگه یاردم بیردیلر

 الحاج عبدالرحمن « معلم »

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سخنوری وشاعری ازجملهء فنون اعجازآمیزوعـطیه های ارزنده ایستکه رب بنده نواز نخبه گانش را بااعطای آن نوازیده است.اشخاصی را که با تفکر و تأمل ا ز « عـدم »  به « وجود » می آ ورند و با چنین یک عملکرد قابل تحسین فرهنگ ومعنویات جوامع بشری را غنا می بخشند ، نمیتوا ن دست کم گرفت. ایشان درخورستایش وسزاوار معرفت اند.

حقیر( نگارندهء سطرهای هذا ) که هرچند به اموردرس ومطالعه کمتر مشغول بوده ام ودرسخن وسخنوری نیزصلا حیتی ندارم ، ولی با این احساس که حق واجب نخبه گان سخن پردازرا ادا نموده باشم ، به معرفی یک تن ازین دست رجال خامه به دست کمرهمت گماشتم وامید براین دارم که قلم ناتوانم ازعهدهء این امربدرستی بدرآید.

درین نبشته ، سخن ازالحاج عبدالرحمن « معلم » است که بسی شکنج روزگاردیده و تلخی های ناگوارچشیده ؛ ازدوستان یکرنگ خیانت ها دیده و سال ها درحسرت دیدار عزیزانش سوخته. َمصاعَـب و َمصا ِئب ناشی ازناجوانمردی ها، ضمیرپاک شاعررا به فریادهایی دراعماق خاموشی واداشته و سوزو دردهای دلش را درسطرهای شعرش با کلامی رساتر، شاعـرا نه تر و دلنشین تربازتاب هنری داده است.

بیایید خطوطی چند ازشرح حال وزندگانی وی بخوانیم :

عبدالرحمن « معلم » فرزند قاری حضرت قل خان درسال 1340 خورشیدی ، درگذرکارگرخانهء ولسوالی اندخوی دریک خانوادهء متوسط الحال روحانی وعلم دوست ، چشم به جهان کشود. درشش سالگی راه خودرا به مکتب باز نمود و تحصیلا ت بکلوریا را درلیسهء ابومسلم خراسانی واقع شهرک زاد بومش به پایان رسانید. جهت فراگیری تحصیلا ت عالی و مسلکی شامل انستیتوت پیداگوژی ولایت فاریاب گردید و پس ازاتمام تحصیل ، درلیسهء ابومسلم خراسانی اندخوی به آموزگاری مشغول گشت و بدین سلسله مدتی مدیدرا درمکاتب مختلف کشورچون مکاتب کابل ، شبرغان و اندخوی به پیشهء پرافتخارمعلمی ادامه داد. دانش واستعدادخویش را درخدمت تشنه گان علم و معرفت قرار داد و درتربیت سالم نسل جوان کشورازهیچگونه بذل مساعی دیغ نورزید.

این یک واقعیت آشکار است که ناگوار بودن اوضاع و شرایط زیست درسه دههء اخیردرافغانستان سیل مهاجرین افغانی را به تمام گوشه و کنارجهان ، علی الخصوص به کشورهای همسایه سرازیر ساخت. معلم نیز درسال 1368 خورشیدی با کاروانی از مهاجرین همراه خانوادهء خویش راه دیار مهاجرت یابهتراست بگویم دیارغربت درپیش گرفت و درشهرلاهورپاکستان اقامت گزید. چنانکه خود وی احوال زارکشورو علت مهاجرت به کشورپاکستان را دریک چهار مصراعی موزون چنین گفته است :

ا فسوس وطن که حا لتش زارشد ست

روح و تـنش آ زرده  و بیما ر شد ست

ا زبس که فضای  روشـنش تارشد ست

ا خلا ف ورا به  ترک  نا چا ر شد ست

هرچند معلم درایام آوارگی و دوراز وطن بودنش ، جهت تأمین مخارج سنگین زندگی مهاجرت ، مصروف کاروبارشخصی گردید ؛ اما با وجود گرفتاری ها و با وصف ثقل کار، هیچ گاهی ازکتاب و قلم فاصله نگرفت. بلکه درین ایام بااستفاده ازفرصت غنیمت جهت توسعهء دانش و ارتقای سطح آگاهی خویش شامل کورسهای آموزشی لسان گردید و زبان های اردو و انگلیسی را فراگرفت. پس از عودت به وطن ، حیثیت آموزگاری اش اولاً درلیسهء ابن یمین شهرشبرغان و بعداً درلیسهء ابومسلم اندخوی مجدداً اعاده شد. افزون بر تدریس درلیسهء ابومسلم ، یک باب مرکزآموزشی لسان انگلیسی درسطح ولسوالی انخوی ایجاد کرد و درحدود ( 300 ) سه صد تن از اولاد محیط خویش را درآن آموزشگاه تحت تعلیم گرفته به تدریس لسان انگلیسی پرداخت.

خدمات قابل قدر معلم را درعرصهء تدریس ، آموزش ، اشاعه و گسترش زبان انگلیسی دراندخوی میتوان یکی   ا زدست آوردهای مهم علمی وی برشمرد. زیرا عدهء زیادی ازجوانان شمل درآموزشگاه وی ، بنابر وسعت معلومات و برخورداربودن ازتعلیم و تربیهء سالم ومعیاری ، امتحانات شان را به وجهی درست شپری نموده چانس تحصیل درمؤسسات تحصیلی کشورهای خارج را به دست آوردند.  این آموزشگاه هرچند غیررسمی و راجستر ناشده بود ، اما اهمیتش دراین بود که به حیث ا لگویی برسایرمدرسین گرامی دراندخوی قرارگرفت. برای اینکه نخستین گام را درین راستا درولسوالی اندخوی وی برداشت.

عبدالرحمن « معلم » ازآوان خوردسالی به شـعـرو ادبیات علا قهء فراوان داشت و قبله گاه مرحومش را که خود ازچهره های شناخته شدهء عـلم و ا د ب درمحیط بود ، مشوق و حتی نخستین مربی خود معـرفی می کند. بنده ( نویسنده سطرهای هذا ) درصدا قـت گـفتارش تأییداً اظهارمیدارم که بارها خود شاهد عـینی شاهـنامه خوانی و خمسه ( نوا یی ) خوا نی وی د ر نزد قـبله گاهــش بوده ام.

معلم که هنوز کودکی بیش نبود و درصنف های ( 5 – 6 ) مکتب درس میخواند ، دواوین اشعارشعرای عالی مقام و بلند مرتبهء زبان های فارسی -  دری و ترکی -  ازبیکی را نزد به خوانش میگرفت و تفسیر و تحلیلش را ازپدربزرگواربه نحوی عالمانه دریافت میکرد که به یقین این امردرتسعهء دانش و گسترش معرفت وی با شعرو ادبیات تأثیر مثبت قابل ملا حظه بجا میگذاشت. علا وتاً معلم جهت فراگرفتن قرائت تجویدی قرآن عظیم الشان نزد پدرزانوی آموزش به زمین زد وهنوز چند صحیفه بیش نخوانده بود که متأسفانه آفتاب زندگی پدرآموزگاردرافق تاریک مرگ غروب کرد که این حادثهء المناک یعنی رحلت پدرفضای روشن حیات معلم را تیره و مکدر نمود و درس پرفیض قرآن نیزناتمام ماند.

معلم پس ازدرگذشت پدرش مدتی را درسایهء حمایت ونگهداری برادرارشد خود آقای نظام الدین « قاری زاده » زندگانی بسربرد. اما ازواژگونی بخت ، روح نظام الدین قاری زاده نیزاندکی پس ازوفات پدربه جاودانگان پیوست ومعلم هنوزدرسن وسالی ازعمر قرارداشت که به حمایت دیگران نیازمند بود ، دردنیایی پرازسروصدا ومشکلا ت نه تنها بی سرپرست و تنها ماند بلکه خود متکفل اعاشه و اباطهء فامیل گردید.   

عبدالرحمن معلم به هردولسان ، دری وازبیکی آثارشعری و نثری خودرا می آفریند. سروده هایش اگربه زبان دری است یا به زبان ازبیکی ، روان ، عام فهم و دور از پچپدگی های  لفظی است. درآثار شعری و نثری معلم ، هیچگاه معنی منطقی سخن فدای لفظ بازی های نا مأنوس نگردیده است. احساسات عاطفی کلا مش ازروح پرازجوش وی گواهی میدهد. ازهرمصرع شعرش و ازهر جملهء نثرش شجاعت ، صداقت و عفت قلم آشکارو مشهود است. ازلا بلا ی آثار معلم میتوان حرف هایی برای گفتن اندرزهایی برای شنفتن بیابیم. به هراندازه که برکلا مش دقیق ترو عمیق تربنگریم به همان اندازه دلنشین بودن و برخوردار بودن ازدرونمایه یی پرباررا لمس میکنیم.

محتوای بیشترینه اشعارش شرح بیداد و مظالم زمان جنگ های خانمانسوز کشوراست که انسان و انسانیت جامعه راسربه نیست کرده وهست وبود مادی و معنوی کشوررا هیولا وارفروبلعیده و خود شاعررا نیز سهمی ازآن رسیده.

دررابطه با بعضی وقایع اسناد مؤثق وانکار ناپذیرارائه میدارد. حوادث راکه خود وی شاهد عینی بوده و آگنده از سوزو درداند ، با هنر مندی درقالب الفاظ موزون بیان نموده و افزون براین ها کاربرد صنعت های ادبی ، سروده هایش را ازلحاظ ادبی آراسته ترو ازلحاظ معنی پربارترو غنامند ترساخته است. بافت درست و منطقی کلمات که خشت های اساسی فن تعمیرسخن پردازی اند ، کلا مش را قوی ترساخته وبا نیرویی خا ص خواننده را با نویسنده هم عـقـیده میسازد.

چه خوش فرموده است ادیب و سخنور شیراز حضرت شیخ اجل ( رح ) :

 

«  با عـزیزی نشست روزی چند

لا جرم هـمچو ا و  گرا می شد »

کردار و گفتار همصحبت نیک ، بر روان و شخصیت آدمی اثرنیک بجا میگذارد. معلم نیز گهگاهی با ، فضلا ، شعرا ، عزیزان و خامه بد ستان توانای محیط خویش مانند : فاضل و دانشمند مرحوم الحاج صوفی محمد رحیم « قاضی زاده » المعروف به صوفی جان آغا  که با معلم رشتهء نسب و خویشاوندی نیزدارد ، مرحوم مولا نا میر محمد امین « قربت » ، مرحوم دا ملا پیغمبرقل خان اندخویی ، ارشاد دستگاه جلا لتمآب خلیفه سیدشمس الدین خان اندخویی ، شاعرذولسانین ومحقق توانای کشورمحترم محمد امین « متین » ا ند خـــویی ، ا رشـا د پنـــاه حضـرت صــفــیرالله خان « صـفـیری » ، محترم مولا نا محمد اسحق « انور» ، پوهنمل استاد سید محمد عالم « لبیب » استاد الحاج محمد اشرف « عظیمی » ، محترم دا ملا محمد عوض « ندرت » اندخویی ، محترم استاد محمد عزیز« عزیز» ، محترم ا ستاد محمـد عــلیم « قاضی زاده » ، محترم استا د عـبدالحمید « آ گه » محترم غلا م سخی« وکیل زاده » ... و سایرین دید وا دید ها داشته و ازصحبت های فیض آثارهریک ازرجال یاد شده فیض ها برده ، درپرتو رهنمایی ها ، مشوره ها و توصیه های عموم منورین و اسا تید خود جوهر اندیشه اش را صیقل داده و راه خودرا از بیراههء بیهوده نویسی به شاهراه رسا گویی باز نموده است.

 

با تأسف باید گفت که معلم بسا نوشته ها و آثارایجادی خودرا که درسنین جوانی بوجود آورده بود ، جمع آوری ننموده و دراوراق پراکنده درهرگوشه و کنارمفقودگردیده و اکنون دسترسی به آن ها امری است محال. اما باوجود آنهم درعرصهء تحقیق و ادب کارکرد هایی داردکه ذیلاً مروری کوتاه برآن ها مینماییم :

1.     مجموعهء اشعارمشتمل بردوهزار بیت به زبان های فارسی- دری و ترکی- ازبیکی ( آمادهء چاپ )

2.     رساله یی تحقیقی « قلعهء شاهی لاهور، میراث ارزشمند سلا لهء بابری هند که به سیستم سریالی درمجلهء چاووش نشریهء انجمن فرهنگی امیرعلی شیر نوایی درشهرپشاورپاکستان به چاپ رسیده است.

3.     درنگی برزندگانی میرزا اسدالله غالب سخنسرای معروف سرزمین پهناورهند ( آمادهء چاپ )

4.     رساله یی علمی دررابطه بامنظومهء شمسی که ازمنابع انگلیسی به دری ترجمه گردیده است ( آمادهء چاپ )

5.     رساله یی تحقیقی دررابطه با نتایج حملات نادرشاه افشارو احمدشاه ابدالی برامپراتوری مغلی- چغتایی هند و پیامد های ناگوارآن که منجربه لشکرکشی غربیون انگلیسی به قارهء آسیا گردید. ( آمادهء چاپ )

6.     تدوین کتابی تحت عنوان « شهـرلا هورتجلی گاه تمدن ترک های ازبیک » که دراین کتاب همهء عمارات تعمیرشده درعهد سلطنت سلا طین ترک چغتایی درلا هور به معرفی گرفته خواهدشد. جمع آوری مواد واسناددرین زمینه ادامه دارد.

7.     رساله یی تحقیقی به نام « بیبیان پاک دامن لاهور یا دوشیزگان زنده به گور» ( این رساله به شکل کتابی مستقل به همت ذوات فرهنگ پرورهریک محترم الحاج قاری ابوبکرومحترم زین الدین «قاری زاده» اندخویی درشهرپشاورپاکستان با زیورچاپ آراسته و بدسترس شایقین قرارداده شد.

 

درفرجامین نقطهء گفتار،امیدوارم که همهء تألیفات ونوشته های مؤلف که نتیجهء سال ها زحمات وی اند ، به اهتمام اشخاص فرهنگ دوست همچورسالهء اخیرالذکر بازیورچاپ مزین گردیده ، به دسترس اهل کتاب قرار داده شود. همچنان به خامهء جناب « معلم » نیزتوانا یی بیشتردرامرایجاد آثارمفید و مثمرازدرگاه آفرینندهء لوح و قلم آرزو میبرم.

 

محمد یوسف « فـقـیر»

پشا و ر -  پا کستا ن

4 / جنوری / 2000

اینک نمونهء کلا م معلم را که به زبان ازبیکی سروده شده و درقالب نوع مثنوی ، داستانی اززبان حیوانات ترسیم گردیده است ، تقدیم شما خوا نندگا ن عزیز مینماییم :

موشیک  و ا رسلا ن  دا ستا نی

 

تینگله راوی دن بو طرفه داستان

تیلگه کیلدی بیر پشک بیر ارسلان

قهر ایتیب بیر کون پشک گه ایدی شیر

پادشاهینگ من کبی بولگیل دلیر

بس قیدیردینگ پست لیک برله مدام

نفس اوچون آواره بولدینگ صبح و شام

گاه توزیتدینگ بای لر آشخانه سین

سیندیریب انچه ایدیش شاهانه سین

آش بیشیرگوچی ایلینگدن داد خواه

گوشت نی آلدیرگنی انگه گواه

کیتدی اول بیوه خاتون دستورخوانی

باله سی آچ و یقین چیقسه جانی

دهقان کاشانه سین قویمای امان

بیرمه ایلگه رنج ای فعلی یمان

حیله برلن گاو سبد نینگ آستیگه

کیردینگ و باتدینگ تولوم نی ماستیگه

اول تمان ده بیرتباق قیماق لی سوت

ایچدینگ و توکدینگ بوکارینگنی اونوت

بس که سورتیلدینگ دمادم هرزمان

قبقرا قیلدی یوزوکوزینگ قزان

کاسه سی سینگن یورورنالا ن ا و لیب

نان ییتیرگن همده سرگردان اولیب

بوخسارت لرگه تاوان کیم بیرار؟

مسکین و عاجزنی حالین کیم سورار؟

تابکی ظلم ایتگونگ ای کونگلی قرا

بوستم دن ایلب ایل بغرین یرا

قولگه توشگانینگده اورگی لرنچوک

فتنه سن دیب کوپ تلرظالم کوچوک

گاه بیلینگ سینگوسی گاهی هم ایاغ

هیچ بیراعضا تاپیلمس سینده ساغ

نیگه سن بولدینگ اویونچاغ باله گه؟

چوخ کوریب آزارقالدینگ ناله گه

سین کیراک پنجه لرینگ تیزایله سنگ

اوخله گن صید اوستیگه خیز ایله سنگ

مینگه جنگل اهلی تابع سوزیمه

صولتیم دن کورینالمس کوزیمه

الده تیب بیلمس مینی دنیای دون

یا قیلا بیمس مینی آدم زبون

ایش بیلرمان لیک دلا ورلیک مینی

برچه دن یوققاری بیردی مسکنی

گرزمانه مکرایلن قورگنده دام

توشگنیم یوقدورقالیب من نیکنام

جرأت ایتمس هیچ بیرتیرو کمان

قصدایلب مین ساری آیسه نشان

مین کبی استاد لیکده یشنه گیل

بیشه ده آزاد لیکده یشنه گیل

راست گربویسنگ نیچه تاپگینگ کمال

هم سعادت برله بخت و جاه و ما ل

بونصیحت لرایشیتگچ اول پشک

تاغ ساری بولدی روانه تیزتک

توتدی مسکن بیرقرانغو غارده

جنگل و هیبت لی بیرکوهسارده

دُمّینی سیلکیب قولاغینی قیپیب

شیرمن دیب آغزیدن کف لرسیپیب

 

نسلیم ایرمیش چون مینی شیرژیان

قیلمه قورقردیب مینی هرگزگمان

گرهجوم ایتسم کمین گاه دن چیقیب

آلماغیم چین دورشکاریم نی ییقیب

بیلمس ایردیم کیم لیگیمنی ایلگری

ایمدی ارزیرایلگه قیلسم رهبری

کون کیتیب باتدی باریبان آفتاب

کیچه نی رنگی جهان دن آلدی تاب

بیرقرانغوکیچه انداغ هولناک

ظلمتی دن ایلنی بغری چاکچاک

آنچنان طوفان کیم سیندی درخت

فتنه دن بولگوسی ایمانینگ کرخت

تا ایشیتگچ تولکی لرآوازینی

قورقیب اما کیمگه ایتسین رازینی

انچه وحشت کیم توتیب آی نی یوزی

مولدراب ییغلرایدی یولدوزکوزی

بوری ظلمی دن قیلیب واویلتا

رمه ویاتیب قالیب چوپان آتا

کاروان لرمالی چوراولدی ینه

کوپ تجاوزلربه زوراولدی ینه

راهزن ایلگیدن اولگنده هلا ک

رهگذرقانین سومیردی تیره خاک

لرزه توشدی بوپشک اندامیگه

توشدیم آخردیب فلک نی دامیگه

 

عاقبت ده ییندی تاغلردن پلنگ

هم اوراردی قهریدن تاشلرگه چنگ

طعمه ایستب کیلدی تاغ اطرافیگه

گربه نی جانی تیقیلدی نافیگه

بولدی آگه چون پلنگ نی رأییدن

خیزاوریب قاچماقچی بولدی جا یید ن

قورقیشی دن شیرلیک باتورلیکی

چیقدی یادیدن اویلغان زورلیکی

یول تاپاآلمی ایاغی سست اولیب

قورقیش اشکی گه ایکی کوزی تولیب

شول زمان کیلدی قولا غیگه صدا

طعن و استهزا بیله بویله ندا

اوتکزیبدینگ گربه لیک دورانینی

باغله گند ینگ شیرلیک پیما نینی

گرقوپالسه هرییگیت ایمان ایمس

گربه گه شیراولمگی آسان ایمس

ناگهان خیزاوردی جاییدن پلنگ

آلدی باسیب صیدی نی قیلمی درنگ

چیکتی صیاد آغزیده آه و فغان

سیندی بیل وباش و برچه استخوان

دیدی قالدیم بومشقت گه نیچون

حرص ایلن بودیم غروریم دن زبون

اول خدا صورت ده بیرگن شیرلیک

نی که غیرت ده قیلیش توقیرلیک

بی وفا کیلگن بو د نیا نا بکار

عبرت آلگیل ای « معلم » زینهار

کوپ غرورایتمی توا ضع پیشه قیل

کبرانجامی یمان ، اندیشه قیل

قیلمه بیهـوده بلند پروازلیک

ایل بیلن بولگیل قیلیب دمسازلیک

داستان توزدیم دیبان مقتنمگیل

سوزلرینگ اعجازینی حق لطفی بیل

حق تعالی فضلیدن طبعـینگ روا ن

قلبینگه قیلگن محبت آ شیا ن

قدرینی بیل ایله گیل شکرین ادا

تینگری گربولسین دیسنگ میندن رضا

 

                                     ا ند خوی

                                27 / ثور / 1377

 

غــیرت ا وتــی

 

یوگوردیم هرطرفگه زارییغلب من دل افگاره

تاپی دیب اوشبو کینگ دنیا اوزه دردیم گه بیر چاره

کونگل ملکیگه غم نی لشکرین آرتیقچه ظلمین کور

یاقیب راحت مکانیم رشک اوتی برله ستمکاره

مذلت گوشه سیده الفتیم درد و الم بولگن

بیراو لرنیش طعنیدن کیرالمام شهرو بازاره

تنیم یایی آترکوک ساری بس آهیم اوقین هرتون

چیدالمی مولدرریولدوزکوزی هم اوشبوآزاره

یانرغیرت اوتیدن جسم وجانیم اورتانیب یارب

قنی حاذق طبیبی بیرسه دارو اوشبو بیماره

کویوب یانسم بوقیغو دن جهان اهلی گه نی پروا

کویرتوشگن ییری گراوت داغی توشسه چمنزاره

نیچه خس اقربا قیلدی بوینگلیغ بختیمی قاره

خدا توفیق عنایت قیلشه آلگیل انتقامینگنی

کیین فخرینگ ایرورکیتسه باشینگ منصوردیک داره

کیشی اولدیرسه بیشک غازی بولگی فاسق و فچ نی

باشینگ دن کیچ معلم قرشی تورگیل اهل کفاره

 

                                       اند خوی

                          27 / رمضان المبارک / 1416

                                   دلو/ 1374

 

قچا نغچه

 

قالسین بووطن ابتر و ویران قچانغچه

معنی سیز اوروش برله توکیب فان قچانغچه

اوزباشچیلیک بیهوده لیک حدی دن آشتی

بی نظم ینه بی سر و سا ما ن  قچا نغچه

بیهوده قوراللنگنی دن بیرنیچه اوزباش

بی عزت ایترایلنی قوماندان قچانغچه

کوپ لرچه ییگیت خلقیده یوق حرمت و آداب

کیکسه لریمیزایتگوسی یلغان قچانغچه

دفترلره یورمیدی قلم آلمسه رشوت

حاکم بولیب هراوغری ونادان قچانغچه

بوغدای و یا ارپه نی هرکیم آله بیلمس

اولکم اولوسی قالغوسی بی نان قچانغچه

احوال معارف همه دن زار و زبون دور

تحقیر اوله دور دانش و عرفان قچانغچه

مافوق اولن رتبه سی هربیراوقوتوچی

مزدوربولیب یورگوسی نالا ن قچانغچه

کیل ایمدی « معلم » بوسخن رشته سینی قیرق

چیکمک بوشکل حرف پریشان قچانغچه

 

                               اند خوی

                         18 / ثور/ 1377

                     ا ول عید سعید ا ضحی

 

غــربت بـلا ســی

 

بیگانه بیردیاراوزه هرکیم که جاقیلور

غربت بلا سی بیل انگه کوپ لرجفا قیلور

آدم لرینده مهرو محبت نی صرف سوزده کور

لیکن عملده قیلگنی بغرینگ یرا قیلور

کونگلینگ جراحت ایتگوسی تیغ ستم اوریب

زخمینگگه توزباسیب ینه افیون دوا قیلور

ایلنتیرورباشینگده تیگیرمان نی تاشینی

« کورقاضی » لرگه دهرسینی آشنا قیلور

عیب ایتمنگیزچوطوطی اگرقیلسه ترک باغ

جبرزمانه کیم انی گلدن جدا قیلور

بیزمال و ملک حرصیده ترک ایتمدیک دیار

هرکیمسه اوشبوقصد ایله قیلسه ریا قیلور

تاراج گلستان نی خزان لشکری قیلیب

افسوس اوشبوحالیگه اول کربلا قیلور

باغ و چمن گه قیلگلنی دن قرغه آشیان

مینگ آه و شورو درد ایله بلبل نوا قیلور

هجرت قیلیشده فیض چوخ اولمیش نیچون انینگ

تاریخ حکمی برله رسول خدا قیلور

هربیرکیشی نی ایستگی بولمیش وطن گه صلح

ایزگوزمان بولیش گه « معلم » دعا قیلور

 

                                    پشاور

                          11 / جدی /  1378

اوروش

 

بیزنی ای قرداش لربی خان ومان ایتگن اوروش

یورتیمیزویران وهم دل لرنی قان ایتگن اوروش

قان یوتیبان اوکسونوب احوالیمیزبولدی زبون

کونگلیمیزغمگین یورکنی غصه دان ایتگن اوروش

یاغدیریب بم لربیلن راکت اوقینی بی عدد

قورقیش اوییگه کورینگ بیز نی نهان ایتگن اوروش

بول یتیم قیلگن طفل لرنی آتا سین اولدیریب

یاش کیلین لراوستینی بی سایه بان ایتگن اوروش

وادریغا ! نوجوان لرجانیگه جلا د اولیب

فصل عمرین نوبهارینده خزان ایتگن اوروش

آنه لرتشلب قاچیب اولاد و خان ومانینی

کلبه سین ویرانه ایلب بی مکان ایتگن اوروش

ظلم و بیدادی آشیب اوشبو وطن اولادیگه

هرطرف گه قان دریاسین روان ایتگن اوروش

شوم لیکیدن دمبدم یوققاری کیتگی نرخ لر

اولکه خلقینی بوتون محتاج نان ایتگن اوروش

باشیمیزگه بیرنیچه ییلدورکه شوم لیکنی سالیب

اولکه میزنینگ اقتصادین ناتوان ایتگن اوروش

اولکه میزدن تینچ وراحت یشنه مکنی یوقاتیب

شهرایله قشلاقیمزنی بی امان ایتگن اوروش

بیزلره ماتم تونینی کیدیریب واحسرتا !

رنگیمیزسرغایتیریب چوخ زعفران ایتگن اوروش

 

کینه لرتخمین ایکیب ایکی ایناغه بغریگه

بیر-  بیریگه آته اوغیل نی یمان ایتگن اوروش

چون « معلم » نفرت ایلرمن اوروش دن نیگه کیم

غم یوکین آستیده قدیم نی کمان ایتگن اوروش

 

                                  اندخوی

                           6 /  حمل  /  1373

 

معنویت کانی

 

ای اولوغ ذاتینگگه مینگ لر افتخار

سین بوتون دنیاده شخص با وقار

ترییت   ا یلب  بشر ا ولا د ینی

اوشبوفن ده کورساتیب کوپ شاهکار

چین یورکدن هربیلیم نی بیلدیریب

آته- آنم دن ایرورسن ایچکویار

دانه- دانه اورگتیب حرف ادب

ایزگواخلا قینگ بیزه بولمیش شعار

سین بویوک همده شرافت لیک سیور

سین تاپیب عزت بیلیم دن اعتبار

معنویت کانیدن اینجو ساچیب

هرکلا مینگ بیزلره گوهرنثار

سیم و زرنی کوزگه ایلمی ایله دینگ

علم گنجین سقله مکنی اختیار

ایشله گن سن ، ایشله گی سن چرچه می

گریمان ، یا یخشی بولسه روزگار

معرفت بیر باغ دیب گراویله سک

سین ایرورسن اوشبو باغ اوزره بهار

ایزگوارمانینگ « معلم » دهرارا

بوایرورکیم جهل بولسین تارو مار

 

                                    اند خوی

3        /  جوزا /  1375

قــیـته د ن

 

اولکه گه کیلدی بهاران قیته دن

چقنه دی بو باغ وبوستان قیته دن

سولگن ایردی باغ قتتیق قیش بیلن

هراوسیم لیک تاپدیلر جان قیته دن

جنبشیم نی قوتقزیش بورچی بیلن

کیلدی دوستوم مرد میدان قیته دن

اول تیریلتیردی قیلیب قانلی کورش

ا فـتخا را ت  نیا کا ن  قـیته  د ن

کیلدی آدم گرچیلیک برلن بیلیم

یشنه گی لریخشی انسان قیته دن

سوایچینگ چنقاغ لرآقدی بوکون

بونهرگه آب حیوان قیته دن

اولکه ساتگوچی خیانت پیشه لر

بولدیلرخوارو پریشان قیته دن

چیک « معلم » راست تاپدینگ نیگه کیم

توغری سوزایتورگه امکان قیته دن

 

 

                                      اند خوی

4        /  ثور / 1377 

 

 

 

اداشگن من

 

مین اول محزون مهاجراوزدیاریم دن اداشگن من

زمانه جبری برلن کاروباریم دن اداشگن من

پریشان حال مجنون دیک اگریورسم نه عیبیم دور

وطن دیک مهربان لیلا نگاریمدن اداشگن من

بوغربت یورتیده بی خانه وآواره لیک برلن

مسافر من حبیب و غمگساریم دن اداشگن من

حقیقت قول و فعلیم نی حقارت برله یلغان دیب

اینانمس لرسوزیمگه اعتباریم دن اداشگن من

همه گفتارو کرداریم نظارت آستیده بولگن

قالیب محکومیت ده اختیاریم دن اداشگن من

گناه سیزهم اگربولسم اوریلدیم پاره بیرگیل دیب

ایشیتدیم ناسزاسوزلروقاریم دن دادشگن من

باشیم ایردی « معلم » کوکگه ایرکین لیک هواسیده

اسارت ظلمتیده افتخاریم دن داشگن من

 

 

                                     پشا و ر

                             9 / اکتوبر/  1999

                         اوقوتوچی

 

سیزعلم وفن نی کانی آموزگار دورسیز

بافضل وباشرافت هم باوقاردورسیز

علم و هنریاغیلگی سیزنی کلا مینگیزدن

تربیه لب بشرنی چوخ فیض بار دورسیز

ایکیب الف وبأ نینگ آپپاق گلین دلیم گه

ایزگوایکین چیلیک ده مصروف کاردورسیز

سولمس ایکن اوگل کیم سیز بیردینگیزسخادن

بوفصل معرفت ده اولکن بهار دورسیز

گرآته میزنی بورچی نان وکییم بیریش دور

سیزعقل وهوشیمیزگه قوت بیرار دورسیز

معصومیت ده تیزنی بوکتیم مقامینگیزده

بیلدیردینگیزبیلیم لرکوپ ایچکویاردورسیز

تعلیم بیریب کورشچن اولاد اولکه نی سیز

کیلگوسی گه الرنینگ امید واردورسیز

درو عقیق لرنی معنی خزانه سینده

سقلب بیزه ساچرسیزگوهرنثاردورسیز

ساچیب قویاش ینگلیغ  نور بیلیم جهانه

یاروغ ضمیرینگیزدن بااعتباردورسیز

« معلم » آتینگیزگه فخرایله میش جهانی

شهرت تاپیب اولوسده با افتخاردورسیز

                                        اند خوی

                                    28 / ثور/ 1367

بنده لیک

 

توغری قیل ایمانینگی کیم بنده بولگن دن کیین

حق تعالی بنده سن دیب امرقیلگن دن کیین

گرمسلمان من دیسنگ یاشلیک ده طاعت ایله گیل

طاعتینگگه تکیه قیل قدینگ بوکولگندن کیین

فایده سیزبولغوسی دورگرایله سنگ آه ونوا

اول خدا رزق ایتمگن آشینگ توکیلگندن کیین

قبله گاهینگ احترامین قیل تیریکلیک چاغیده

« نه قیلای داد و فغانینگ آتنگ اولگندن کیین

گاه گاهی هم آتانگ قبرین طواف ایتگیل باریب

تارلحد توپراغیگه جسمی قوشولگندن کیین

آختروربولسنگ سعادت والده نگنی قیل رضا

قیتیب هرگزکورمگی سن کوزیومولگندن کیین

سین اوچون بولگی کویوب کول مبتلا لیکده آننگ

دربدربولغونگ مگرآزرده قیلگندن کیین

کیسگه لی آفت باشین خیروسخاوت دورروا

چون حلا ل اولغوسیدورقوی هم سویولگندن کیین

لیک بولمیش فایده سیزقیلسنگ سخاوت بی حساب

اول گنه دریاسیگه باشینگ چومولگندن کیین

ای « معلم » حرمت قوم و قریبینگنی مدام

جان ودل ده سقله گیل کیم دوست بولگندن کیین

 

                                           اند خوی

                                      1 / قوس /  1372

بهــــا ر

بهارایامی کیلگچ دشت وصحرا لاله زاراولمیش

چمن فراشی نی ینگلیغ عجب نقش ونگاراولمیش

نسیم جان فزا ایسگی ساچیب عطرین هواا وزره

انینگ عطرخوشیدن باغ وبوستان مشکباراولمیش

قیزارمیش لاله دن اورمان بیله وا دی  لر و باغ لر

مثال اول کیلینچک کیم ایکی رخساری ناراولمیش

وصا لیگه  یتو شد یلر بو کون  بلبل  بیله  گل  هم

بو وصلت نی تماشا قیل که لطف کردگاراولمیش

درخت لرآق کییم برلن بیزنمیش لرکیلین لردیک

جهان پهناسی عفت برله هی هی خوشگواراولمیش

عجب جانبخش اولیب دورکیم سحرچاغی هوای باغ

معطرلیکده نرگس کوزلری وه نی خماراولمیش

هواده هربولوت نی گورسنگیزبطنیده درلربار

بلوت لرگه مینیب اوغلاق چاپیبان قالدراق مامنگ

اوریب هیبت بیلن نعره عجب بیرشهسواراولمیش

 

قویاش ایلب ادا یوزگه نقاب آلگن صنم لردیک

گهی پنهان بولوت لر گه گهی هم آشکاراولمیش

پرستو، قمری و طوطی آ لیبا ن جشن نوروزی

قیلورلرخوش ترنم لر ایشیتگن بیقراراولمیش

کیتورساقی می باقی که جنت ایچره تاپمس سن

بوینگلیغ بیرگوارا فصل و طرفه روزگاراولمیش

آلیب قولگه رباب و مطربا چیک نغمه داوودی

فراق یارنی طاقت ایتالمی جان چیقاراولمیش

« معلم » هم بوینگلیغ بیرطرب افزا طبیعت نی

طرب زاراق قیلورگه کونگلی مایل بردوتاراولمیش

 

                                              اند خوی

                                         4 / حمل /  1373

جـنا ن جـلوه سـی

 

لبینگنی لعلی یاندوردی وجودیم ده شرارت نی

تن وجان کورگن ایرمسلربوینگلیغ بیرحرارت نی

یاقیب قالمیش بوکونگلیم گه شرارعشقینگ و من هم

قولیم باغلب محبت گه قبول ایتدیم اسارت نی

لطافت کانیدن چیقگن درو گوهرایرورسوزینگ

یاقرایل قلبیده نطقینگ سنی نوربشارت نی

ایا مهپاره مینگگه سین ایرورایرورسن قبله دیک محبوب

عذارینگ روضه سیگه ایسترم قیلمک زیارت نی

جمالینگ جلوه سی باغ جنان ینگلیغ مصفا دور

مگرقیلدینگ مو دلبرآب کوثردن طهارت نی

انیق حسن آسمانیده یوزینگ خورشید انوردور

قمیشمس بارموکین کوز، سین ساری قیلسه نظارت نی

نهان ایتدیم آتینگنی من بیریب جان اوشبوشعر ایچره

مینگه عشقینگ « معلم » دیک سبق بیردی جسارت نی

 

                                          اند خوی

                                   20 /  حمل /  1373

 

ا یـزگــو جـنت

 

ای دیاریم مسکنیم سین ایزگو جنت بیزلره

ایرکین وآزاده بولسنگ یخشی نعمت بیزلره

کینه نی بنیادین اوزمکگه کورش قیلمک کیرک

کینه سیز دوران بیرورآرام وراحت بیزلره

یورتیمیزنی تینچ وامنیت ده کورگن هرکیشی

مرحبا دیگنده بولگی شان و شوکت بیزلره

بارالها ! اسره گیل صلح وصفاده دایما

رحم قیل ! ظالم اوروش دن بیرفراغت بیزلره

دشمن غداریمیزگرچه اولن دورناتوان

لیک نیش اورمکچی دورهرآن وساعت بیزلره

اوزگه لرحاکم لیگین اوزاوستیگه قیلمی قبول

قهرمان اجدادیمیز دن اوشبو عادت بیزلر

بیردیلرباتورییگیت لرجان فدا لیک لربیله

حق سواشیده بویوک درس صداقت بیزلره

ای « معلم » درگهء حق دن دعا ایلب تیله

تا ابد بیرسون خدا ( ج ) بخت و سعادت بیزلره

 

                                       اند خوی

                               20 / عقرب /  1373  

ا و لـکـــــن  ذ ا ت

 

 

آنه جان هربیرکلامینگدن محبت یاغیلور

مقدمینگ فیضیدن آرتیقچه سعادت یاغیلور

اسره دینگ سن حمل ایتیب بطنینگده بیزنی توقوزآی

اوشبویوک دن گرچه جسمینگ اوزره زحمت یاغیلور

کوزآچیب کیلگن چاغیمده بوجهان پهناسیگه

قلبینگه اوشبوتولد دن مسرت یاغیلور

آق سوتینگ بیریب تنیم اوسدیرگنینگگه مرحبا

سیوگنینگده بس کلا مینگدن شفقت یاغیلور

دانه- دانه اورگتیب حرف ادب نی آغزیمه

سوزلرینگ اینجوسیدن بیحد لطافت یاغیلور

بوفلک بیدادیدن کونگلوم پریشان پیتیده

سین نصیحت ایله سنگ قلبیم گه راحت یاغیلور

کیچه لریاتمی دعا برله تیلب رزق حلا ل

شول سبب دن خوانیم اوزره نازو نعمت یاغیلور

طوف ایترگه کعبه دورقلبینگ قراتاشنی نیتای

سین رضابولسنگ خدادن مینگه رحمت یاغیلور

کیمکه نادان لیک دن آغریتسه دلینگنی بیل انینگ

باشیگه یوزمینگ تومن درد ایله محنت یاغیلور

آنه نینگ جنت ایاغین آستیده دیگن رسول ( ص )

شول سبب هردم یوزینگ دن نورجنت یاغیلور

خاک پایینگنی « معلم » کوزگه قیلمیش توتیا

مین تماندن صدق دلدن سینگه حرمت یاغیلور

 

                                            اند خوی

                                      1 /  حوت / 1373

جنبش نامه سی

ســــو ز  بــا شــی

 

افغانستان ملی واسلامی جنبشی ، ترک خلق لری نینگ اوزاق تأریخیده کورینه دیگن کوپینچه قوزغلان لردیک ، اوز زمانیده بیرکته سیاسی اورین ایگه للب ، ییل لربوییچه حق بیریلمی ستم آستیده بولیب کیلگن محروم و مظلوم خلق لرنینگ ایرکین لیک گه ایریشتیردی.

شوسبب لی ، یعنی افغانستان ده یشه یدیگن ترک خلق لری نینگ ایرکین لیک گه ایریشگن لرینی ایرگو کوتیب من هم اوزخامم دن بیرقصیده آرقه لی همت توسنی نی چولب ظفرنامه یازیش منزلیگه چه بارماغیمنی اویلب ، قلم حکمین یپراغ اقلیمی اوزره جاری قیله باشله دیم.

ایسته گیم بوایرورکیم « بنده فقیر» نینگ حقیرسوزی عزیزاوقوچیلریمیزنینگ کونگل لریگه جای آلیب ،  تینگله ش لریگه تینگ بوله آلسه. نیگه ؟  چیکگن سوزیم ده کم چیلیک لرکورینه دی و ینه هم هربیرحرمتلی اوقوچی دوست لریم دن التماس قیله من کیم الوغوارلیک بیلن خطالریم نی کیچیریب ، اوستیگه انتقاد برماغلرینی قویمسدن اصلاح نینگ چیرایلی منچاغ لری بیلن بیزنتیرسه لر. یازگن قصیده م ایسه کیین گی صفحه لرده مرقوم دور. حرمت بیلن

 

              عـبد ا لرحمن « معـلم »

 ر بـا عــی

پندارش ا یا د وست چوخوا نی سخـنم           تا را ست و هـمش پود زجا ن و زتـنـم

 

ســفـتن  نبـود ســهـل  ُدرو مرجا ن را        فـرهـا د م  و برکــوه سـخـن تیشه زنم

 تینله یازگانیم نی ایرسنگ نکته دان

برچه سی تاپگن حقیقت دن نشان

اوشبو جنبش گه ظفرنامم دغی

ترک ایلیگه افتخار جاودان

ترک اولادی اوقوب بول نامه نی

بیلگوسی اجدادیمیز دورفهرمان

خلقیمیزتأریخیده مینگلرجه بار

هم بیلیمدان کیمسه لرهم پهلوان

ارزیگی نامینگگه قیلسم افتخار

لیث ایله بومسلم صاحبقران

عالم و همده کورش میدانیده

یکه تازاولگن امیرکورگان

یادایتای تیمورنینگ اولاده سین

سورگنین لشکر الرنینگ هرقیان

شیخ عمرشاهرخ همایون لرتوزیب

هربیری اوتگیرقیلیچ دن داستان

چیک ظهیرالدین بابرآتینی

صفحه لرگه فاتح هندوستان

بایقرااولاده سینی فیضیدن

پارله گن ایردی هرات باستان

علم و عرفان مهدی بولگن فاریاب

بلخ ایله اندخوی و سرپل جوزجان

دهرارا ییتی عجایب بارایرور

آدم اوغلی صنعتیدن بیگمان

آنی بولگن دوربیری تاج محل

کیم بنا قیلگن بویوک شاه جهان

ایردی اورنگریب پارلاق بیرچراغ

ایلنی کونگلی خدمتیدن شادمان

آقینه سردابه سین همت بیلن

توزدی شیبانی « کیچیک عبدالله خان »

علم وحکمت دن اگرسوزنی دیسک

بیزده کوپدن کوپ ایرورلرعالمان

شعریت آسمانیده اوچمس قویاش

میرعلی شیرنوایی نکته دان

خمسه سین بیش بابینی دیسک اگر

چوخ مناسب هربیرین بیربوستان

هم فضولی هم اویسی لرینه

قاری ومشرب کبی شیرین زبان

جدولی برلن اولوغ بیگ نی کورینگ

قویدی آسمان طاقیگه بیرنردبان

توزدی دیوان لغات الترک نینگ

کاشغراوغلانی محمود کیان

بارذلیلی بیزده هم مخدوم قلی

هربیری نینگ علمی بحربیکران

یازدی الله یارعرفان دفترین

فارسی تیلده آتین مسلک دیبان

چیکتی بویوسف ینابیع العلوم

مرحبا دل علم و فن گه آشیان

ترک نامین اویله سک چون جسم دیب

افتخاراتی ایروربیل انگه جان

اویقوده اسرب بیزینگ یاوزکورینگ

بولدی بیرمدت الرهم حکمران

کورکوزینگ قیلگن ایشین بو اولکه گه

ملک گه نی سود اولن غیرزیان

آتی سردمدارو هم یورت ایگه سی

اوغری باشی ایردیلرایل دن نهان

مملکت گنجینه سین تاراج ایتیب

توزدی قصرو یایدی انگه پرنیان

فقرایله نادار لیک حاکم لری

ایلنی قیلگن ایردیلرمحتاج نان

عیش و عشرت تختیده نادان لر

اهل عرفان رنگی ایردی زعفران

گل نصیب ایردی الرنینگ خیلیگه

قست وتقدیریمیزبیزنی تیکان

بد اصل لرکتخدا بولگن ایدی

رنج ایله ذلت ده یخشی خاندان

قیغ و دردو الم نینگ ظلمتی

ایل دلیگه خنجرو تیرو سنان

زورقیناق آستیده جان بیردی بیراو

یاشیرین بولدی آدم لرقین و پان

انچه عالم لربولن دور لا درک

چیقدی اوغرینچی قالبدن نیچه جان

کوپ ستم قیلسنگ کیچیرمس ذوالجلال

هرقزان آخرتاشرمیش قینه بان

کیمکه استبداد قیلسه خلقی گه

ایل انکه هرگزبولرمو پاسبان

اویله منگلر خالی دیب هربیشه نی

یورتیمیزدورسرزمین ارسلان

بیزکه انداغ آته لرفرزندی میز

هربیری تأریخ ده صاحب رمان

یاوگه نیحد قیلسه بیزنی خوار و زار

یا که ایلربولسه بیزنی ناتوان

بیزده قوت ، بیزده غیرت ، بیزده نام

بیزده قدرت ، بیزده عزت ، بیزده شان

بیرمینگ و اوچ یوز ینه ییتمیش ایدی

هجری و شمسی ییلین آلگنده سان

ترک لراوغلانی دن بیرتا ییگیت

اولکه گه کیلتوردی ملی قوزغلان

ملی و اسلامی جنبش آتینی

قویدی و بولدی کورش یولگه روان

آتیدور« دوستوم » اولوس گه باش اولیب

تنگری قیلدی آنی بیزگه سایبان

آنه یورتین سورسنگیزخواجه دوکوه

شهرتی بولگن جهان ایچره عیان

گرچه مشرق ده توغیلگی دورقویاش

لیک عالم گه بولورپرتو فشان

تینمیین خدمت قیلیب بواولکه گه

کیچه کوندوزبیلنی محکم باغله بان

تشقی ایشلرده صلابت لیک آتا

ایچکریده ایل اولوس گه مهربان

دیمگیل دوستوم دیگیل آغه اینیم

جاودان بولسین الهی ساغ امان

بو« معلم » نینگ دعاسی صبح و شام

نورساچسین بخت آیی اول تمان

دهربوستانی ارا ای رهبریم

بولمسین سروقدینگ هرگزکمان

تازه بولسین باغ کونگلینگ گلشنی

یتمه سین عمرینگ بهاریگه خزان

ازبیک و تاجیک ینه قوم هزار

پشه یی پشتون و همده ترکمان

برچه ملت لربویوک وحدت بیلن

اجنبی لرنی چیقردی قوله بان

بیزبوکون ایرکین یشب آزاد میز

بوحقیقت دوربیلینگ خلق جهان

ای اوقوچی دوستلریم بول نامه نی

معذرت کیم ، سوزنی کینگ آلدیم یمان

قیسقه چه آلمکچی ایردیم سوزیمی

نه قیلی بیردی خدا طبع روان

اویله منگ آسان ایروردیب یازمگین

هیچ بیری کیلمس تیلینگگه ناگهان

سوزنی اولکن تاغیدن اینجو تاپیش

سو قیلوراویلاوده مغزو استخوان

آنه تیلده ای « معلم » یازگنینگ

ایلته دورتیل قدری نینگ تا آسمان

 

                           اند خوی

                   18 / عقرب / 1373   

 

 

 

Home