توهین به نوایی، توهین به تاریخ و فرهنگ افغانستان است
آنانیکه دچار جمود فکری و نارسایی عقلی اند، نمیتوانند واقعیت های زندگی را همان طوری که هست ارزیابی کنند، ازجمله فرهنگ مادی و معنوی راکه محصول عقول سلیم واستعدادهای آفریننده است، ارج واهمیت قایل شوند. برخی ازینگونه آدمها به درد ملیت ستیزی و فرهنگ ستیزی مصاب میگردند. اگر مربوط به طبقات حاکم اند، برمبنای جهان- بینی تاریک اندیشانۀ برترنگری خود، بر لجنزار شوینیزم عظمت طلبانه سقوط میکنند و اگربه ملیت های تحت ستم تعلق دارند، به ناسیونالیزم تنگ نظرانۀ محلی وتعصب قومی دچار میشوند.
شوینیزم عظمت طلبانه وناسیونالیزم تنگ نظرانه پشت و روی یک سکه اند و هردو در جریان مبارزات سیاسی واجتماعی، برای ملیت هایی که دریک کشور واحد بسر میبرند، عواقب جبران ناپذیری به بارمیآورد، بخصوص اگراین تمایل ازتعصبات مذهبی پشتوانه پیدا کند. برطبق نوشتۀ سیاح مشهورعرب - عبدالحمید بغدادی، زمانی یکی از حکام مصر که با لقب" شیخ صائم الدهر" یعنی همیشه روزه دار معروف بود، درتحت جذبات تعصب آمیز مذهبی دستور داد تا اهرام مصر را که ازعجائب هفتگانۀ دنیای قدیم و بخش نهایت مهم فرهنگ جهانی ومربوط به تمام جامعۀ بشری است، به دلیل اینکه یادگار فراعنۀ مصر است، تخریب نمایند و یک هزار نفر کارگر را باعدۀ زیاد کار آگاهان موظف ساخت تا تخریب این آبدۀ عظیم را ازهرم سوم که اندکی کوچکتراست آغاز نمایند. اما گماشتگان با تمام جانکنی ها و زحمات طاقت فرسای یکساله و دادن تلفات زیاد، سرانجام در برابراین معجزۀ تاریخی به زانو درآمدند و به نوشتۀ سیاح بغدادی فقط نوک قلۀ هرم را یک مقدار خراشیده ساختند وروی"ابوالهول" را که با رنگهای مرغوب تزئین شده بود، مسخ وتخریب کردند. درکشورما ازفعالیتهای فرهنگ ستیزانه، آن هم درقرنهای 20 و 21 چندمثال: - به امرجلاد امیرعبدالرحمان، مسجد بزرگ مصلای هرات ومدرسۀ شکوهمند گوهرشاد- بیگم ملکۀ تیموری، توسط جنرال لیمسدن انگلیس مینگذاری ومنفجرساخته شد. – حرمسرای شاهان تیموری در داخل قلعۀ اختیارالدین با دیگرملحقات قلعه، توسط والی هرات که قبلا قوماندان گارد شاهی بود، عمدا تخریب و باخاک یکسان ساخته شد. – ارگ باعظمت میمنه که مرکز مقاومت مردم دلیر این دیار در برابر حملات اشغالگرانۀ امیرعبدالرحمان بود و نیز بالاحصار زیبای سرپل که قرارگاه محمودخان بیکلر بیگی بود وهمزمان با آن قلعۀ شبرغان، توسط فاشیست مشهور رئیس تنظیمیۀ صفحات شمال محمد گل مهمند تخریب و منهدم گردید. همچنان او، تاجایی که میتوانست کتب و وثائق معتبرمربوط به تاریخ پُر افتخار مردمان تورکتبار را جمع آوری کرده طعمۀ حریق ساخت و صدها لوحه سنگ و کتیبه را که حاوی معلومات مهم و تاریخی بود، از روی مقابر بزرگان دانش و فرهنگ از بلخ وشهرهای دیگرگردآوری نموده، ازمیان برد. – منفجرساختن اعجوبۀ تاریخی جهان یعنی مجسمۀ 53 متری بامیان توسط طالبان، بر رغم خواست وطلب مصرانۀ مراکز فرهنگی بین المللی، موج خشم و نفرین واعتراض شدید جهانیان را برانگیخت و چون لکۀ سیاه ننگینی برجبین نظام وحشی قبیله سالار آنها بجا ماند. حرکت تفتین آمیز خرابکارانه ای که در برابر پیکرۀ مرمرین ابر مرد تاریخ و فرهنگ کشور ما و مایۀ افتخار تمام تورکان جهان و افغانستان درچار راهی نوایی در شهر مزار شریف از طرف عناصر ظاهرا نامعلوم صورت گرفته، یا کار نمایندگان فاشیست های قبیله سالار است ویا توسط عناصرناسیونالیست های محلی تنگ نظر صورت گرفته که مذبوحانه تلاش میورزند، تا افتخارات معنوی مشترک مردمان کشور را تصاحب نمایند و در برابراحقاق حقوق واحیای افتخارات فرهنگی ملیت های برادر دیگر سنگ اندازی میکنند.
آنها با که میخواهند دشمنی کنند؟ بانوایی یا تورکان افغانستان وجهان؟ توهین به نوایی، توهین به مردم افغانستان است. دشمنی با نوایی، دشمنی با علمبرداران تمدن جهانی است. نوایی، فراتر از دائرۀ انتساب به یک ملت قراردارد. آبده های مادی وشاه اثرهای بزرگی که او آفریده، مایۀ افتخارافغانستان و جزً گنجینۀ بزرگ فرهنگ جهانی است. همین اکنون ابنیه ای که درسرزمین ایران و افغانستان از او به یادگارمانده، گواه زندۀ این مدعا ست. برسبیل مثال بنای عظیم ارامگاه شاه ولایتمآب که شاهکارمعماری قرن 15 کشوراست و اعمار آن تبدیل قریۀ "خواجه خیران" به مرکز آبادانی وسرآغاز احداث شهر کنونی مزار شریف میباشد، حقی بزرگ بر همۀ ما و شما، بخصوص مردمان بلخ ومزار شریف دارد که او را احترام بگذاریم وقدر خدماتش را بدانیم. این دومین بار است که در زمان حکومت آقای کرزی به یادگارهای تاریخی و ارزشهای ملی ما درشهر مزارشریف دستبرد زده میشود. اما چرا فقط درشهر مزارشریف؟! ماتشویش داریم که این قبیل حرکات رزیلانۀ فتنه گرانه، نمودی از فعالیت های تخریبی سازماندهی شده نباشد. چرا والی و سایر مسئولین امنیتی ولایت بلخ در برابر اینگونه اعمال تبهکارانۀ اهانت آمیز که در شرایط بسیارحساس عبور جامعۀ مصیبت دیدۀ ما به صلح و آرامش، همبستگی میان ملیت ها را خدشه دار میسازد، خاموش و بی پروا نشسته اند و میکوشند با دادن وعده های میان تهی، این حادثۀ شرم آور را خسپوش کنند. چرا عناصر تبهکار را کشف وتعقیب وگرفتار نموده، به ذهنیت عامه معرفی نمیکنند. ما جدا میطلبیم تا مقام ولایت و شخص والی بلخ اگر خود دخیل نباشد، جلو این نوع حرکات خصمانۀ ضد ملی و حقارت آمیز را بگیرد و به قناعت مردم بپردازد. نوشته با ذکر یک مثال تاریخی خاتمه داده میشود: اسقف (رهبر دینی) شهر سلطانیه که آیین مسیحی داشت و از طرف امیر تیمور کورگان به صفت سفیر و نمایندۀ دولت به کشورهای غربی فرستاده میشد، در یادداشت تاریخی ارزنده ای که به خط و امضای خود نوشته و اصل آن در موزیم ملی پاریس نگهداری میشود، چنین مینویسد: اگر دریک شهر، گروه قطاع الطریق ( راهزنان ) پیدا میشد ومتصدی امنیت شهر نمی توانست آنها را گرفتار بسازد، تیمور حاکم شهر را برطرف، مورد بازپرس ومجازات قرارمیداد و میگفت که اگر او کفایت میداشت و یا با دزدان شریک نمی بود، آنها هرگز نمیتوانستند امنیت شهر را برهم بزنند.