حضرت
الله ولایت تخار
وضعيت فعلي تركهاي افغانستان
درواقع وضعيت فعلي تركهاي
افغانستان مأيوس كننده است منظورم از ترکهای افغانستان آن عده ترکان وطن ما
است که هویت زبانی خودرا از دست ندادند ، آنها درحالت بد سياسي ، اجتماعي،
فرهنگي و اقتصادی قراردارند.
میتوان وضع سياسي، اجتماعي،
فرهنگي واقتصادی آنها را در بخشهاي جداگانه محتصرا مورد بحث قرار داد. این
بحث خودرا در یک مدت بسیار کوتاه نوشتم منظورم بحث کامل ویا جامع نبوده تنها
بخش از مشکلات موجوده را مورد بحث قرار میدهم.
در آغاز به دوستها یاد آور میشوم
که من کدام نویسنده قوی نیستم تنها ایمان ووجدان من ، من را وادار ساخت چیزی
در مورد وضعیت بدی ترکهای افغانستان و افشاء بی عدالتی ها در افغانستان بحث
ناچیز بنویسم. امید وارم دیگر دانشمندا ترک تبار کشور در راه حمایت از حق و
عدالت وظیفه خودرا انجام بدهند اگر چه تعدادی قبلا هم وظیفه ایمانی خودرا
درین راستا انجام دادند.
نوت : این بحث ناچیز بنده در
چهار بخش در هفته نامه پیام جمهوریت چاپ شده به همان سیستم به اینچا هم
تقدیم میگردد.
بخش اول:
بررسی کوتاه وضعیت سياسي تركهاي افغانستان:
دروضع سياسي فعلي كشور درواقع
تركهاي افغانستان هيچ نقشی ندارند، چه درسياست داخلي وچه درسياست خارجي ،
بلكه آنها ازتمام مراكز قدرت وسياست دور نگهداشته شده اند . برای تضعیف موقف
آنها ویا برای ایجاد شقاق درمیان آنها پلانهای طرح شده, یکی پی دیگری اجرا
میگردد .
در مرحله فعلی هرفرد از افراد
ترکهای افغانستان حق دارند كه نسبت به وضع بدی ترکهای کشور اعتراض نموده و
نقض قانون اساسی توسط دولت را مورد اعتراض قرار دهند.
قانون اساسی كشور ومعیار های بین
المللی برای هر ملت این حق را داده است که برای بدست آوردن سرنوشت خوب مبارزه
مسالمت آميز نمايد .
اسلام عزيز هم براي مسلمانها اين
حق را داده است كه در برابر بي عدالتي مبارزه نمايند
حدیث پیغمبر است که میگوید
بهترین جهاد گفتن حق نزد پادشاه ویا حاکم غیر عادل است ودر جای دیگر میگوید
اگر هر فرد از امت من در برابر ظلم مبارزه نکند وظالم را ظالم نگوید از ذ مه
من خلاص وخداوند ازو بیزار است.
درتشكيلات سياسي دولت چه درمركز
وچه درادارات محلي تركها از حق مسلم خود محروم هستند، اصلاً درحق خود نرسيده
اند ، نه تنها حق آنها داده نميشود بلكه يك تعداد كمي كه درادارات محلي ایفاء
وظيفه مينمايند روز به روز بنام اصلاحات اداري ويا ريفارم تصفيه ميشوند.
درشوراي بن باوجودیكه فيصله غیر
عادلانه صورت گرفته بود،
نمایندهاي ترکهای افغانستان را سهییم نساخته بودند و در مورد ترکها از طرف
جامعه جهانی ونماینده گان شرکت کننده اصلا توجه نشده بود، با وجود آن هم
بنابر نظریه برخی از دانشمندان حق ترکهای افغانستان در مشارکت در قدرت 14% در
نظر گرفته شده بود ولي امروز اصلاً به تركها دولت حق قائل نيست.
آغای کرزی مسئولیت تطبیق عدالت
را بدوش دارد وهیچ نوع عذر وی قابل قبول نیست ، طرفداران وی دعوا دارند که
75% کارمندهای دولت را برادرهاي تاجک تشكيل ميدهند وبرادرهاي پشتون کم هستند
واين ادعاء آنها هیچ وقت بهانه شده نمیتواند چونكه مسئولیت تطبیق عدالت
اجتماعي و مشارکت ملی را بعهده دارد.
تركهاي افغانستان( البته ترکمن
ها، قیرغیزها وازبکها) 25 فيصد نفوس كشور را تشكيل ميدهند ولي تخمینا صفر
عشاریه پنج فیصد قوه كار دولت وسازمانهاي خارجي را تشكيل نميدهند ، نه تنها
دولت بلكه سازمانهاي خارجي هم تركهارا درافغانستان غير مطلوب ميدانند ودر
وظایف خود اینهارا نمی گمارند.
درمركز دروظايف رتبه هاي فوق
وياپائين از تركها وجود ندارند مگر تعداد بسياز كم آن هم صفت سرپرستی را
دارند اگركسي پيدا شود فوراً آنها هم برطرف وبي سرنوشت ميشوند.
من به طور مثال چند مقام مهم
دولت را ذكر ميكنم، كاملاً از توافق نامه بون واز موادهاي ششم ، هفتم، بيست
ودوم وهشتادم قانون اساسي كشور مخالفت ورزيده اند. درحاليكه آنها مجريان
قانون خود را مي پندارند.
ماده : ششم
قانون اساسی
دولت به ایجاد یک جامعه مرفه
ومترقی بر اساس عدالت اجتماعی، حفظ کرامت انسانی، حمایت خقوق بشر، تحقق
دموکراسی، تأمین وحدت ملی، برابری بین همه اقوام وقبایل وانکشاف متوازن در
همه مناطق کشور مکلف میباشد.
ماده: هفتم
قانون اساسی
دولت منشور ملل متحد، معاهدات
بین المللی، میثاق های بین المللی که افغانستان به آن ملحق شده است واعلامیه
جهانی حقوق بشر را رعایت میکند.
ماده: بیست
ودوم قانون اساسی
هرنوع تبعیض وامتیاز بین اتباع
افغانستان ممنوع است.
اتباع افغانستان اعم از زن ومرد
در برابر قانون دارای حقوق ووجایب مساوی میباشند.
ماده پنجاهم
فقره چهارم : اتباع افغانستان بر
اساس اهليت وبدون هيچ گونه تبعيض وبه موجب احكام قانون به خدمت دولت پذيرفته
ميشود.
ماده :
هشتادم قانون اساسی
وزرا نمی توانند در زمان تصدی
وظیفه از مقام خود به ملحوظات لسانی، سمتی، قومی، مذهبی وحزبی خود استفاده
نمایند.
کدام یکی ازین مواد فوق توسط
اراکین قوه اجرائیه مورد عمل قرار گرفته است؟ تمام اراكين قوه اجرائيه تمام
مواد مذکور را خصوصا ماده پنجاهم وهشتادم را نقض کردند.
فساد اداری به عوج خود رسیده
است، استفاده از مقام رسمی وزراء به نفع قوم و حزب خود کاملا هویداست.
اصلاحات اداری بنام است جنبه
عملی نداشته و فریق خاص درساختار تشکیلات آن مسلط بوده وبا سرنوشت مردم بازی
غیر عادلانه می نمایند.
اولا از مقام محترم رياست جمهوري
آغاز ميكنم دررأس تمام قوه مجريه قرار دارد وتمام قدرت كشور به آنجا نسبت داد
ه ميشود وآنجا مركز اميد وتوقع ملتهاي كشور و آنجا عامل عدالت وظلم است اما
متأسفانه درآنجا تركها را فقط صفرعشاریه چهار فیصد قبول نموده است و بیشترین
آنها در وظايف بسيارپائين توظیف شدند.
وزارت ها توسط وزيری كنترول
ميشود كه آنجا را درمركز هاي قدرت حزبي وقومي خود تبديل نموده علناً ازماده
هاي پنجاهم و هشتاد قانون اساسي مخالفت ورزيده اند.اگر چه توسط ریاست جمهوری
امضا هم شود.
دروزارت مهم امورخارجه كه
ازملتهای داخل کشور وسیاست داخلی آن در بیرون نمایندگی میکند تعداد تركهارا
نوزده نفر اعلان كردند، ولي من درين تعداد شك دارم ودركدام پست مهيم هم
نيستند.
قرار معلومات، امنیت ملی که باید
مورد اعتماد همه مردم کشور قرار بگیرد ومتشکل از ده ها ریاست ومعاونیت وهر
ریاست دارای جندین مدیریت است در هیج یکی از ریاستها ومعاونیت های وی با
شمول مدیریت های آن کدام شخص از ترکهای افغانستان توظیف نشده است.
وزارت ماليه: چهل ودوفيصد پشتون
، چهل وشش فيصد تاجيك ومتباقي هزاره ازبك وتركمن، بلوچ، پشه اي وغیره که من
تخمینا گفته ميتوانم باشمول معاون پنج نفر ترك وجود دارد.
وزارت مهم امور داخله که باید
همه اقوام كشور بالای وی اعتماد داشته باشد برعکس به مظهر ویا به جای نمای
قدرت یک قوم ویا حزب تبدیل شده است ، بیش از جهار الي پنج تن از كدرهاي وي را
تركها تشكيل نميدهند و آنهم وظيفه شان از قومانداني امنيه بالا نيست. با وجود
كمي در هر بار از ريفارم تصفيه ميشوند.
ریفارم ویا تغیرات جدیديكه هم
صورت گرفته غیر عادلانه بوده وهیچ نوع توجه به کدرهای ترکهای افغانستان صورت
نگرفته است.
وزارت عودت مهاجرين ازجمله
اراكين آن باشمول معاون پنج تن وجود دارد كه من مشناسم.
وزارت سابق شهدا .معلولين 5 الي
6 تن وجود دارد. ودیگر وزارتها هم ازینها بهتر نیستند.
حتي وزير اگر ازبك يا تركمن هم
باشد وزارت وي هم چنين بی عدالتی را روا داشته است چونکه از طریق همین
وفاداری به این منصب رسیده است.
درادارات محلي كه درآن ولايت
ترکهاهشتاد فيصد را هم تشكيل دهند بازهم مسؤلين آن ولايت از ديگرقومها تشكيل
شده است به طور مثال: ولايت تخار هفتاد فيصد ازبك هستند ولي كارمندان اداري
ازبك 25 فيصد است آن هم روز به روز تصفيه ميشوند ، درپستهاي پائين قرار دارند
و درهمه ولايات شمال چنين وضع ادامه دارد. .
خلاصه درتشكيلات فعلي كشور بسيار
كم سهيم هستند وتعدادي محدودي هم كه هستند روز به روز از ادارات اخراج ميشوند
بلكه بدي وضعيت امنيتي كشور سبب سرعت تصفيه آنها خصوصا از نیروهای امنیتی شده
است چونکه هریکی در تلاش ساختن پایگاه قوی براي آینده خراب است.
با وجود این همه دولت تمام
سیاستهای داخلی خودرا بالای آنها تطبیق نموده در صورت موجوديت اندك مشكلات در
ساحه آنها تبلیغات ضد آنها به عوج خود میرسد وسنگرگیریهای سخت در برابر آنها
صورت میگیرد.
رهبران ويا سران سياسي تركهاي
كشور هم بي سرنوشت هستند ، دنبال هركس ميدوند ولي درهيچ جا مورد تأئيد وقبول
قرار نميگيرند و کدام تشکلی که صاحب برنامه دفاع از آنها باشد وجود ندارد.
اگر احیانا کدام شخصیت علمی
وسیاسی ترک در مورد بی عدالتی اظهار نظر کند مورد تهدید قرار میگیرند ، در
جامعه افغانستان برای وی در آینده جایگاه باقی نخواهد ماند، بر عکس افراطیون
دیگر اقوام مورد تقدیر وحمایت قرار میگیرند.
شخصيت هاي سياسي ترك باهر صفتي
كه باشند درجامعه شناخته نميشوند مثلاً مجاهدين آنها درنزد احزاب جهادي دیگر
ملتها قبول نيستند وحتی در دوران جهاد هم قبول نبودند ، وتكنكرات آنها نزد
نكنيكراتهاوغیره.
درين آواخر نارضايتي تركهاي
افغانستان در برابر سياست نا متوازن وغير عادلانه دولت رو به افزايش است.
نظریه تخمینی نشان میدهد که 95% ترکهای افغانستان ازین بی عدالتی دولت به
ستوح آمده دارند روزبه روز حوصله خودرا از دست میدهند در صورت عدم توجه دولت
به بهبودی وضعیت سیاسی ترکهای افغانستان خصوصا به مشاركت ملي آنها به ساختار
دولت به نا رضایتی افزوده آینده خوبی را در قبال نخواهد داشت. البته منظورم
از حق دادن چند وزارت به جند تن نبوده بلکه در تمام بخش های سیاسی، اجتماعی ،
فرهنگی و اقفتصادی میباشد.
نه تنها در رابطه به آنها در
مورد حقوق سیاسی شان بی عدالتی شده بلکه فریب و بازی بزرگ هم صورت گرفته است
. انتخابات گذشته ریاست جمهوری وپارلمانی کاملا غیر عادلانه بودند که تمام
مسئولین انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی از دو قوم تشکیل شده بود حتی مسئله
چهارم بودن جنرال دوستم هم با اخذ رای نشده بلکه آنچه در بون فیصله کرده
بودند صورت گرفته وتمام آرای ترکها دزدیده شد من خودم دریک از بخش این
انتخابات در خارج کشور کار میکردم صدها تخطی به نفع یک یا دو کاندید صورت
گرفت هزارها کتابجه کارت و برگ رای دهی به طرفداران یک یا دو کاندیدی توسط
مسئولین تدویر انتخابات چه خارجی وچه داخلی توزیع شده نمبر تعدادی را من نوت
هم کردم.
در انتخابات پارلمانی دزدی ،
مداخله متحدین داخلی وخارجی کاملا هویدا بود در شمال آراء مردم کاملا دزدیده
شد درین انتخابات مداخله علنی بود حتی تعدادی زیادی از بکسهای که در آن خود
کاندید ودوستان وی رای انداخته بودند در شمارش صفر حساب شده بود جای بسیار
عجیب بود. این همه بی عدالتی طی یک پلان ودسیسه قبلی صورت گرفته بود که از
میان کارمندان جی ام بی یا کمیسیون تدویر انتخابات کارمندان ترکهای افغانستان
اخراج شده بودند مثلا در تخار مسأله کاملا واضح بود که کارمندان ترک تبار
اخراج شده بودند ولی جای عجیب همین بود که با وجود موجودیت چند سازمان ترکهای
افغانستان از واقعیت پی نبرده وبا جان ودل نتایج آن را قبول وبا خوش باوری و
بیدون فکر آینده خود را به گرداب بدبختی وشکست انداختند.
مسئولین ملل متحد در شمال کاملا
از یک گروپ حمایت می نمودند. مثلا من خودم در انتخابات لوی جرگه اضطراری شرکت
کرده بودم ومسئولین ملل متحد بخاطر اختطاف صبغت الله ذکی برادرم من را در
لیست وکیل های محلی نوشتند اگر چه من تازه فارغ شده از بیرون کشور وارد شده
بودم و مردم هم من را اجبار به شرکت درانتخابات نمودند وبالآخره در خیمه کندز
من هم حاضر شدم در آن جا داخل شدن افراد غیر مسئول ومسلح ممنوع بود ولی
مخالفین با همکاری مسئولین و کارمند های انتخابات شخصی از قوماندان را که
سلاح به دست داشت شبی که فردای آن انتخابات بود وارد خیمه ساخته مردم را
تهدید به رای دادن به کسی دیگر می نمود.
فردا یک تعداد مردم به من رای
دادند که من هم وکیل شدم و این انتخاب من سران گروپ های مسلح در گندز را
بسیار خسته ساخته بود که من اوضاع را دیده خطر حس می نمودم که در آن هنگام
آغای جون آرنولد معاون لخضر ابراهیمی وارد کمپ شد من شکایت خودرا در مورد
اختطاف برادرم وتهدید خودم اظهار میداشتم که ناگاه قوماندان سران گروپ هاتی
مسلح وارد شد در حضور داشت آغای جون به تهدید من آغاز کرد اگر چه آغای جون
چنین بی نزاکتی را جدی نگرفت اما یک نوع به خود اهانت دید درین وقت آن
قوماندان به آغای سرگی مسئول یوناما در کندز زنگ زد او حاضر شد با طرفداری از
قوماندان به ملامتی من او هم آغاز کرد عوضیکه بخاطر تهدید شدن خودم واختطاف
برادرم به من همدردی کند بلکه با طرفداری از اختطاف وتهدید برخواست به جون
آرنولد از من شکایت نموده بود، حتی تعجب آور همین بود که حینیکه ما وارد کابل
شدیم در خیمه بزرگ در حین انتخابات انتخاب رئیس جمهور من استاد بودم که ناگاه
آغای سرگی حاضر شده از میان نماینده گان تنها من را گفت برو در لین استاد شو
ودر مشاجره با من شروع کرد گویاکه با من کدام عقده سابقه دارد.
لهذا در تمام تشکیلات این سازمان
بیشتر از طرفداران یک گروپ توظیف شدند وکاملا راپورهای غلط ودور از وافعیت
داده دنیا را با آنها دشمن ساختند.
بخش دوم:
بررسی کوتاه وضعیت اجتماعی ترکهای افغانستان.
البته منظورم درین بحث
کوتاه مورد بحث قرار دادن تمام جوانب وضعیت اجتماعی ترکهای افغانستان نبوده
بلکه بررسی بعضی مشکلات فعلی موجوده که ما ترکهای افغانستان دامن گیر آن
هستیم و منظورم درین بحث آن عده از ترکانی وطن ماست که زبان خودرا از دست
نداده اند یعنی ترکمنها وازبکها میباشند.
در
سوره حجرات خداوند می فرماید:
ای انسانها ! شمارا از
مرد وزن آفریدیم وشمارا ملتها وقبیله ها گردانیدیم تابه این وسیله یکدیگر را
باز شناسید همانا گرامی ترین شما نزد خداوند متقی ترین شماست.
آیهء مبارکه اصل ویا
حکمت خلقت انسانی را در مسایل اجتماعی بودن وی ذکر کرده این را توضیح میدهد
که خداوند انسانها را برای تحکیم علاقه خوب اجتماعی وبرای باز شناسی واعتراف
بر حقوق دیگران آفریده ، نه برای تفاخر ، ظلم ، دسیسه ، تسلط یک قوم ویا
دوقوم بر حقوق دیگران.
همین اجتماعی بودن
انسانها بنابر قول استاد مطهری جز با تقسیم کارها وتقسیم بهره ها وتقسیم
نیازمندیها در داخل یک سلسله سنن ونظامات میسر نیست.
افغانستان در یک
موقعیت خاصی جغرافیائی با تشکل خاصی داخلی از بیشترین محدوده های جغرافیای
ویا به عنوان دیگر دولتها تفاوت دارد .
افغانستان عبارت
ازمحدوده اي است كه متشكل از تمام اقوام وقبايل ساكن داخلي آن است لهذا نام
افغان اطلاق به تمام اقوام ساكن درین كشور بوده وهرنوع تشکل سیاسی که همه گیر
نباشد دربر گیرنده نام افغانستان نیست.
فقره سوم وچهارم ماده جهارم قانون اساسی :
(ملت افغانستان متشکل
از اقوام پشتون، تاجیک ، هزاره ، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشه یی، نورستانی،
ایماق، عرب ، قیزغیز، قزلباش ، گوجر، براهوی وسایر اقوام میباشد.
بر هرفرد از افراد ملت
افغانستان کلمه افغان اطلاق میشود.)
ما میتوانیم حدیث حضرت
پیغمبر را در جامعه خود هم تطبیق دهیم.
اقوام افغانستان همچو
راكبين داخل یک کشتی هستند حفاظت از کشتی وظیفه همه ، بهره براداری از کشتی
برای همه ، عدم جلوگیری از بیباکی یک مسافر باعث غرق همه میگردد .
ویا ملتهای موجود
درافغانستان ستونهای هستند که افغانستان بالای آن ايستاد است وبا انهدام یک
ستون و تضعیف دیگر افغانستان ضعیف شده روبه انزوا ویا فروپاشی قرار خواهد
گرفت.
متأسفانه جامعه
افغانستان از قدیم الایام تا کنون یک جامعه کاملا طبقاتی بوده عنصریت ، برتری
خواهی، بی عدالتی ، ظلم بر حقوق دیگران ادامه دارد زور همیشه برجای بلندی
قرار داشته احیانا از امتيازات كلي برخوردار بوده است همین سنتها وعادات
مروجه گذشته سبب شده که هرکس جنگ کرد وخودرا آماده جنگ ساخت از امتیازات خوبی
برخوردار میشود بر عکس آنانیکه بر صلح وثبات اعتقاد نموده دست به کار نشوند
همیشه در انزوا قرار ميگيرند.
با مقدمه قبلی درین جا
چند سوال را مطرح میکنم:
آیا
ترکهای افغانستان در جامعه فعلی از لحاظ تاريخي وعملي به رسمیت شناخته شده
اند ؟
آیا ترکهای افغانستان
فعلا مورد کدام تمیز در جامعه فعلی افغانستان قرار نمیگیرند و در تمام خدمات
اجتماعی ویا بهره برداریهای اجتماعی سهيم هستند؟
آیا حکومت فعلی
افغانستان ماده ششم قانون اساسی را مورد عمل قرار داده است که چنین تصریح
میدارد:
(دولت به ایجاد یک
جامعه مرفه ومترقی بر اساس عدالت اجتماعی، حفظ کرامت انسانی، حمایت حقوق بشر،
تحقق دموکراسی، تأمین وحدت ملی، برابری بین همه اقوام وقبایل وانکشاف متوازن
در همه مناطق کشور مکلف میباشد.)
واین سوالها را با
ارائه جواب مورد بررسی کوتاه قرار میدهم .
در واقع تركها از قديم
الايام از جمله ساكنين بومي اين مرزبوم بوده اند اگرچه تعدادی از ترکهای
باستان افغانستان تغیر هویت کرده نامهای دیگری ویا زبان های دیگری به خود
اختیار کرده اند.
از کوک ترکها گرفته
تا کوشانیها، یفتلیها، خینجها، غوری ها، هزاره ها، قزلباشها، ایماقها،
افشارها، ازبکها، مغولها، ترکمنها، سلجوقیها ، اویغورها ، تاتارها، قیرغیزها
وغیره درافغانستان بودند.
ولی متآسفانه در
افغانستان تاریخ ترکهای افغانستان اصلا به رسمیت شناخته نمیشوند ازتمام تاریخ
گذشته آنها انکار ودر افغانستان آنهارا بنام کوچیهای از آسیای میانه آمده
معرفی میدارند .
نه تنها ده ها سال است
که برخی از دانشمندان ونویسندگان افغانستان در جعل تاریخ، دزدی تاریخ ، تاریخ
سازی ، انکار واهانت به تاریخ ترکها ادامه میدهند بلکه سیستیم تعلیمی رسمی
دولت هم از انکار به تاریخ ترکها ومبالغه به تاریخ دیگر اقوام غرق است.
هیچ یک از دانشمندان و
پادشاهان ترکهای افغانستان با صفت خوب توصیف شده ذکر نمیگردد بلکه اکثریت از
تالیفات در مورد تاریخ مملو از اهانت به تاریخ ترکهای افغانستان است.
پادشاهان ترکهای
افغانستان با چهره هاي خوب ويا اوصاف خوب در افغانستان معرفي نشده اند برعکس
گذشتگان دیگر اقوام ولوکه با هرصفت خوب یا بد باشند با صفتهای شائسته
وقهرمان داستانها معرفی شده اند.
تغیير نام اماکن ویا
منطقه های مهم وتاریخی ترکها به زبان ، نام پادشاهان وشخصیتهای دیگر اقوام در
افغانستان ادامه دارد در نام گذاریهای تازه دولت در شهرها ترکها اصلا شریک
نیستند. نامگداری خانه ویا شهرهای خود ترکهای افغانستان با نامهای تازه مربوط
دیگر اقوام نامگذاری شده است.
تفسیر غلط در مورد
فلسفه نام گذاری برخی مناطق که اساسا" ترکیست به دیگر زبان واثبات اصل آن در
فارسی یا پشتو.
در واقع در افغانستان
فعلا یک جامعه كه براساس احترام متقابل استوار باشدوجود ندارد ، هویتها در
جنگ هستند و برای تقویه و تثبیت خود وتضعیف مخالف خود از هرنوع شیوه که وجود
داشته باشد صرف نظر نمیکنند بلکه مسأله از سیاستمدارها به کوچه ویا به مردم
عام هم شیوع پیداکرده وجنگهای داخلی وفعالیت شئونیستها مسأله را به اوج آن
رسانیده است.
تمام تشکل سیاسی جامعه
از دولت گرفته تا سازمانهای سیاسی وامداد کننده خواه ناخواه در مسایل قومی
میچرخند.
در تحریف واقعیت در
افغانستان سازمانهای خارجی سهیم هستند ما در تحقیقات صادر شده از دفترهای
سازمانهای خارجی بین المللی از جمله یوناما در افغانستان تحریفهای فاحش
وسرویهای کاملا غلط در مورد نفوس ومشکلات مربوط به ترکها را مشاهده میکنیم.
تشکیل اداری در
افغانستان هم از بی عدالتی وبرتری خواهی اقوام مسکون در جامعه افغانستان
حکایت میکند عدم صلاحیت و از حدزیاد وابسته بودن اداره های محلی به مرکز و
عدم وجود موانع در تطبیق پلانها خوب وبد مرکز در ولایات به بی عدالتی اجتماعی
افزوده است وهرکس در مرکز مسلط شد در برابر دیگران در ولایات اقدام خصمانه
خودرا جامه عمل میپوشاند.
در واقع فعلا هویت
ترکهای افغانستان بخاطر بی توجهی دولت، بی توجهی دانشمندان ترک تبار کشور،
غرق سران آن به مسایل شخصی خودشان ، عدم آگاهی ترکها از فرهنگ وتاریخ خود و
حمله فرهنگی ویا فکری دیگران رو به ضعف نهاده است.
تا کنون تعدادی زیادی
از ازبکها و ترکمنها زبان خودرا از دست داده تغيیر هویت نموده اند درین
آواخر اکثریت شهرنشینهای این دوقوم ترک در حالت تغیر هویت هستند.
تضاد درمیان هویتها
ویا اقوام سبب آن شده که حمله بالای آنها زیاد شود حتی در برخی ولایتها
مسئوولان تذکره ویا ثبت احوال نفوس آنها را در لیست دیگر اقوام ثبت میکنند
ودر برخی ولایات در نوشتن زبان مادری ازبکی مشکلات زیاد است. ميتوان به
عنوان مثال بعضي از مناطق ترك نشين ولايت بدخشان( توافق اهالي دو قريه ترك
نشين در ولسوالي خاش مبني برعدم تكلم به زباني مادري) را ياد آوري كرد .
ولایتها در تغيیر هویت
تفاوت دارد مثلا شمال شرق بالاتر از شمال غرب است وبدخشان در قدم اول
قراردارد كه بيشترين از ساكنين ترك تبار آن را تاجك در تذكره ثبت نموده اند .
به هرصورت خطر تغيیر
روز به روز افزوده میشود وچیزی تضمینی که در رابطه به احیاء فرهنک وزبان آنها
در قانون اساسی داده شده برای احیاء آن کافی نیست وآن هم در قانون نوشته و
مورد تطبیق قرار نمیگیرد درین موضوع در بحث وضعیت فرهنگی بیشتر روشنی می
اندازم.
من
باید یاد آور شوم که منظورم درین
بحث خدای نخواسته دشمنی با کدام زبان ویا قوم نیست همه زبانها وقوم ها را
خداوند آفریده است دشمنی با آنها دشمنی با خدا و انسانیت است اما منظورم
دفاع از زبان مادری خودم است که خدا برایم نعمت خود شمرده اعطا نموده وفعلا
مورد بدترین حمله قرار گرفته است.
از سهم در رشد اجتماع
افغانستان ترکهای افغانستان کاملا محروم هستند از هیج نوع امتیازات دولتی
برخوردار نیستند 30 سال قبل را در وضع فعلی آنها در مناطقی که زندگی میکنند
مقایسه کنیم بدتر شده در حالیکه 30سال قبل از قبل بدتر شده بود.
در شهرها نه تنها رشد
آنها کم شده بلکه در بعضی مناطق اراضی شهر ونفوس شهرکه 60 سال قبل بیشتر از
اینها تشکیل میشد فعلا نسبت آنها کم شده وحتی اراضی خودرا از شهر ازدست
داده به قری رفتند واین مشکل در مورد ترکهای افغانستان یک مسأله تاریخی
است.
برعکس رشد نفوس دیگر
اقوام در شهرها رکارد تاریخی قایم کرده است از تمام امتیازات درین مورد دیگر
اقوام برخوردار هستند قبلا اراضی ترکها مجانا به دیگر اقوام توزیع شده ولی
درین آواخر شدت گرفته تمام اراضی بنام دولتی در شهرها توزیع میشود ترکها از
سهم خود محروم هستند .
در اراضی دولتی توزیع
شده پایتخت دردوران انقلاب وجهاد وخلاصه دردوران تمام حکومتها اصلا ترکها سهم
نداشتند.
در دوران حکومت رئیس
جمهور کرزی توزیع ثروت بگویم یا ملکیت ملی در تمام مناطق ر |